تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠

گفتار در لشكر كشيدن حضرت صاحب‌قران سعادت‌قرين به ايران‌زمين « 1 »

در اوايل تخاقوئيل « 2 » مطابق اواخر سنهء اثنين و ثمانين و سبعمائه هجرى - على صاحبها افضل الصلاة و السلام « 3 » - به قرب فصل بديع ربيع كه سلطان عدالت شعار بهار ، لشكر آراستهء رياحين و ازهار را در عرضگاه
فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها
« 4 » احضار فرمود و تمام روى زمين را از كران تا به كران بتاييد صنع
وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ
« 5 » تسخير فرمود . [ نظم ]
سلطان ربيع را چو عدل است آيين * بگرفت به خرّمى همه روى زمين در هر طرف از سبزه سپاهى آراست * وز معدلتش گشت جهان خلد برين
حضرت صاحب‌قران گيتىستان ، عزم توجه ايران جزم فرموده ، به احضار عساكر و كتايب از اطراف و جوانب فرمان داد و پيش از جمع آمدن سپاه - متوكلا على اللّه - به مبارك‌تر طالعى روان شد ؛ [ بيت ]
اسب دولت زير ران ، چتر ظفر بالاى سر * فتح و نصرت پيش و پس عون الهى راهبر
و عساكر منصور از هرطرف و هرجانب متوالى و متعاقب به موكب همايون مىپيوست . [ نظم ]
چو دشت از گيا گشت چون پرنيان * ببستند گردان توران ميان سپاهى ز تركان بيامد گزين * همه تيغ‌داران خاورزمين ز ختلان و از ترمد و ويسه گرد * ز هرسو شده لشكرى گشن گرد ز خاور بجنبيد تا باختر * تو گفتى كه گيتى برآورد پر زمين آن سپه را همى برنتافت * بر آن بوم كس جاى رفتن نيافت
و چون بعد از چند كوچ
هامش
( 1 ) . الف : - عنوان . ( 2 ) . الف ، م : توق . ( 3 ) . ع : التحيه . ( 4 ) . روم / 50 . ( 5 ) . ق / 7 .