عزيز و گرامى داشته ، مكارم اخلاق پادشاهانه در باب ترحيب و تكريم او هيچ دقيقه نامرعى نگذاشت و بعد از اقامت رسم طوى ، چندان مال از زر و جواهر و خلعت و كمر و اسلحه و اقمشه و اسب و شتر و خيمه و خرگاه و كوس و علم و خيل و حشم و ساير اسباب حشمت و بزرگى به او و اتباع او داد كه
[ مصراع ]
وصفش نگنجد در بيان شرحش نيايد در قلم
و او را از غايت احترام و اهتمام « پسر » خواند .
گفتار در فرستادن حضرت صاحبقران توقتمش اغلن را به حكومت اترار و صبران « 1 »
عالى همت صاحبقران دريا نوال ، تمام « 2 » ولايت صبران و سغناق را به توقتمش اغلن ارزانى داشت . و چون توقتمش در آنجا متمكّن شد ، قتلقبوغا پسر اروس خان ، لشكرى گران به سر او كشيد و ميان ايشان جنگ واقع شد و از طرفين كوشش بسيار نمودند و باوجود آنكه قتلقبوغا در مصاف ، تير خورد و به آن زخم هلاك شد ، شكست بر جانب توقتمش افتاد و ايل او را غارت كردند ، و او گريخته پيش حضرت صاحبقران آمد . آن حضرت او را زيادت از نوبت اول اعزاز و اكرام فرموده ، تمام اسباب شوكت و شاهى مرتّب داشته بازگردانيد ؛ و چون به صبران رسيد از آنجانب ، توختهقيا پسر كلان اروس خان با چند شاهزادهء جوجىنژاد و على بيگ و ديگر امراى معتبر ، لشكرى بىقياس ترتيب داده ، روى انتقام به سوى او نهاده ، دررسيدند .
[ نظم ]
سپاهى گران يكدل و كينهجو * سوى توقتمش اغلن آورده رو
ز انبوه و كثرت چو مور و ملخ * گرفتند كوه و بيابان و شخ
به ميدان كين فوجفوج آمدند * چو درياى جوشان به موج آمدند
هامش
( 1 ) . الف : - عنوان .
( 2 ) . الف ، ع : - تمام .