مباركشاه مگريت كه امير آن هزاره بود و از هواخواهان قديم آن حضرت ، مراسم طوى و تقوز به تقديم رسانيده به انواع خدمتهاى شايسته تقرّب جست .
[ بيت ]
كمر بسته در بندگى استوار * به درگاه فرمانده كامگار
و عاطفت پادشاهانه ، ايل سالار اغلان و حسين را كه در اين سفر سپرى شده بود ، به پسرش خداداد ارزانى داشت .
گفتار در زفاف همايون حضرت صاحبقران فرمانروا با سرداق ابّهتپناه دلشادآغا « 1 »
قال اللّه تبارك و تعالى
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
« 2 » .
چون سعت رحمت الهى جواز تعدد انكحه و جمع ميان ازواج به صيغهء امر كرامت فرموده ، صاحبقران جوانبخت را در آن منزل خجسته و صحراى دلگشاى ، داعيهء امتثال امر « تناكحوا تكثّروا » 136 دامن همت گرفت و هماى رغبتش سايهء سعادت بر شعبهء دوحهء امارت دلشادآغا انداخت ، بندگان درگاه به ترتيب اسباب طوى و اقامت مراسم آن قيام نموده ،
[ نظم ]
يكى جشن فرخنده آراستند * مى و رود و رامشگران خواستند
فروزنده جشنى كه خورشيد و ماه * نظاره شدند اندر آن جشنگاه
به روزى كه طالع برومند بود * نظرها سزاوار پيوند بود
جهانجوى بر رسم آباى خويش * پرىچهره را كرد همتاى خويش
زمانه زبان بهجت به تهنيت گشوده و فلك از براى رسم نثار ، دامان به زواهر جواهر برآموده ،
[ بيت ]
تا در اين بزم همايون گوهرافشانى كند * آسمان از به دو فطرت پرجواهر داشت جام
هامش
( 1 ) . الف : - عنوان .
( 2 ) . نساء / 3 .