( 776 ه . ق ) گفتار در نهضت همايون حضرت صاحبقرانى بهجانب جته نوبت سوم
در روز پنجشنبه غرّهء شعبان سنهء ست و سبعين و سبعمايه حضرت صاحبقران لشكر ظفرقرين جمع آورده ، به تأييد رب العالمين متوجه جانب جته شد . چون رباط قطغان محل نزول همايون گشت ، آفتاب از غايت برودت هوا ، يكباره « 1 » سر در سنجاب سحاب كشيد و ابر از دست دريانوال شاه ، گوهرافشانى و سيمبارى آموخته ، پيوسته باران و برف مىباريد .
[ نظم ]
هرگز كسى نداد ازين سان نشان برف * گفتى كه لقمهاى است جهان در دهان برف
مانند پنبهدانه كه در پنبه تعبيه است * اجرام كوههاست نهان « 2 » در ميان برف
شدت سرما به مرتبهاى رسيد كه قواى بدنى از كار بازماند ، نه دست را دادوستد از دست برمىخاست ، نه پاى درآمد شد ، قدم مىتوانست گشود ، و مردم از محافظت چهارپايان عاجز گشتند ، كه جان شيرين در خطر بود و بدين واسطه مردم بسيار بمردند و بسى از چهارپايان تلف شد . حضرت صاحبقرانى را مرحمت و اشفاق بر آن داشت كه از آنجا مراجعت فرمود و مدت دو ماه در سمرقند توقف نمود تا
هامش
( 1 ) . ع : - يكباره .
( 2 ) . ع : پنهان .