تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
نشيب آب ايله روان شدند و حسين در آبى غرق شده ، شعلهء حياتش فرونشست . و چون به ايل ياغى رسيدند ، ايشان را غارتيده ، مال و منال و چهارپايان ايشان را بگرفتند و هزاره‌ها كه ايل شدند ، كورن كرده ، به سمرقند فرستادند . و حضرت صاحب‌قران به قصد استيصال مخالفان تا موضع پاىتاق « 1 » بفرمود و اميرزاده جهانگير را با فوجى از سپاه نصرت‌پناه بفرستاد ، تا در طلب قمر الدين و دفع او سعى بليغ نمود ، او را به دست آورد . شاهزاده با لشكر « 2 » برحسب فرمان روان شد ، هزاره‌هاى جته را كه در موضع اوچ‌قرمان مقام داشتند بغارتيدند و قمر الدين را در كوهستان يافته ، در پى كردند و از ايل و الوس رانده و بيرون كرده تمام مواضع و منازل او را بتاختند ، و از جمله خاتون امير شمس الدين ، بويان‌آغا و دختر او دلشادآغا را بگرفتند ، و شاهزاده كس فرستاد و آن معنى را به عزّ عرض حضرت صاحب‌قرانى رسانيد ، آن حضرت از مدت پنجاه و سه روز باز در آن مقام توقف « 3 » اختيار فرموده بود . و چون اين خبر بهجت‌افزاى به مسامع عليّه رسيد ، از آنجا كوچ كرده ، بالاى قراقسماق برآمد و اميرزاده جهانگير به سعادت معاودت نموده ، در آن محل به شرف پاىبوس سرافراز گشت و غنايم بسيار از برده و اسب و گوسفند پيشكش كرد و دلشادآغا را به دولت بساطبوس حضرت اعلى جوان‌بخت و دلشاد گردانيد . [ بيت ]
كه پيوسته صاحب‌قران شاد باد * هزارش كنيزك چو دلشاد باد
و باوجود صغر سن از فرّ اقبال صاحب‌قران چنين كارى بزرگ از دست او برآمد . [ مصراع ]
و زان دولت ، اينها نباشد غريب
و حضرت صاحب‌قران از آنجا نهضت فرموده ، به آت‌باشى فرود آمد و از آنجا به صحراى ارپه‌يازى نقل نموده ، چند روز به عشرت و كامرانى توقف فرمود و
هامش
( 1 ) . ع : عزيمت بفرمود . ( 2 ) . ع : - با لشكر . ( 3 ) . م : - توقف .