تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
دولت شادكام ، خاص و عام را صلاى عشرت درداده و از اسباب عيش و كامرانى هرچه در خيال آمال و امانى گنجد به مراد دل مهيا و آماده به هر طرف كه ديدهء آرزو نگاه مىكرد [ بيت ]
گلى بىآفت باد خزانى * بهارى تازه بر شاخ جوانى
ساغر زرنگار پر از شراب ارغوانى بر كف نهاده ، اياق مىداشت و به هر جانب كه گوش هوش باز مىشد ، [ بيت ]
يوسف صفتى نبوده در چاه * برده رخش آب زهره و ماه
سازى به قانون عشرت ساز كرده صداى نواى اين سرود در بزم ماه و عشرت‌سراى زهره مىانداخت . [ بيت ]
كه صاحب‌قران جاودان شاد باد * دلش خرّم و ملكش آباد باد
و بعد از آن ، از آن مقام نهضت فرموده از يسىدبان عبور نموده ، اوزكند مضرب خيام نزول همايون گشت و مهد عليا قتلغ تركان‌آغا با حواشى و نويينان و امرا از سمرقند استقبال نموده ، در آن محل به عزّ بساطبوس استسعاد يافتند و مراسم تهنيت و نثار به تقديم رسانيده ، به طوى و عشرت مشغول شدند و چون از اوزكند روان شده ، به خجند رسيدند ، عادلشاه پسر بهرام جلاير كمر خدمتكارى به دست ضرورت بسته ، حضرت صاحب‌قران را طوى داد و اسبان راهوار كشيد و به‌حسب ظاهر ، خدمات پسنديده بجاى مىآورد ، اما دل دگرگون كرده ، مىخواست كه در اثناى طوى ، غدرى انديشد . حضرت صاحب‌قرانى را چون حفظ ربانى در همه حال نگهبانى مىكرد ، به الهام دولت از آثار و علامات اوضاع مجلس آن مكر پوشيده را تفرس نمود و از مجارى حركات و سكنات غدرانديشان ، خبث باطن ايشان دريافت . در حال از مجلس
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 445 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى