( 774 ه . ق ) « 1 » گفتار در مصالحت حضرت صاحبقرانى با يوسف صوفى و خواستارى نمودن خانزاده از براى اميرزاده جهانگير « 2 »
چون از يوسف صوفى تا غايت ، ترك ادب با بندگان حضرت صادر نشده بود ، وسايل « 3 » انگيخت و به دست ضراعت در دامن موافقت و متابعت آويخت و برادر او آق صوفى پسر ينغداى را از شكر بيگ دختر خان اوزبك ، دخترى بود ، سوين بيگ نام ، به خانزاده مشهور .
[ نظم ]
كه تا مهر آدم به حوا فتاد * چنان بانو از نسل ايشان نزاد
ز درياى خانى گزين گوهرى * فرشته نهادى پرى پيكرى
رأى جهانآراى حضرت صاحبقران ، آن لؤلؤى صدف شاهى را با گوهر كان پادشاهى اميرزاده جهانگير در سلك ازدواج كشيدن مناسب دانست و قران ناهيد سپهرخانى « 4 » با برجيس آسمان سلطنت و جهانبانى را دليل حصول سعادت و كامرانى شناخت . سخنى كه فرستادگان يوسف صوفى در باب اظهار انقياد به عزّ عرض رسانيدند ، به قبول تلقى فرمود و بنياد مصالحت و مصافات بر آن پيوند
هامش
( 1 ) . مطابق با مطلع سعدين .
( 2 ) . الف : - عنوان .
( 3 ) . ع : وسيلهها .
( 4 ) . الف ، ع : - خانى .