( 771 ه . ق ) « 1 » گفتار در لشكر كشيدن حضرت صاحبقرانى و ظفر يافتن بر امير حسين به عون عنايت « 2 » ربّانى « 3 »
چون از هرگونه دلايل و علامات محقق شد كه امير حسين نقض عهد انديشيده ، باز قصد غدر دارد « 4 » و طبل « 5 » شعبده در زير گليم نفاق مىزند تا فرصت يافته مراد خود به حيله به دست آرد ، حضرت صاحبقرانى را به حكم وجوب دفع صايل - كه به شرع ثابت شده - ضرورت گشت ، كه در تدبير كار او سعى فرمايد و پيش از آنكه اختيار نماند ، به آنچه تواند قيام نمايد . و چون همت بلند جنابش رخصت نمىداد كه بنياد كار بر حيله و نفاق - كه منشأ آن عجز و اضطرار است - نهد ، پشت توكل به عون عنايت ربّانى قوى داشته ، روى همّت به دفع امير حسين نهاد و مردانه اظهار مخالفت كرده ، به جمع سپاه فرمان داد . شيخ محمد بيان سلدوز « 6 » كه گريخته از آب جيحون گذشته بود و به اترار رفته ، هندو قرقرهء قبچاق را به طلب او فرستاد . و چون سپاه نصرتپناه برحسب فرمان قضا جريان به درگاه سپهر اشتباه آمدند ، قول و منغلاى را ترتيب كرده ، امير موسى را در قول بداشت و به نفس مبارك در خجستهتر زمانى و فرخندهتر طالعى از كش نهضت فرمود و با گروهى از بهادران از پيش روان شد .
هامش
( 1 ) . مطابق با كتاب مطلع سعدين .
( 2 ) . م : - عنايت .
( 3 ) . الف : - عنوان .
( 4 ) . م : كرد .
( 5 ) . ع : باز طبل .
( 6 ) . م : - بيان سلدوز .