فايده ندهد ، البته در مخالفت با او يكدل و يكجهت مىبايد شد و به همگى همت متوجه تدبير كار او بود » .
[ نظم ]
به پاسخ گشادند يكسر زبان * دعا و ثنا كرده زيب بيان
كه چون غدر جوشد دل كينهخواه * چه و خار خشكش برآيد به راه
تو نيز آتش كينه را برفروز * كه فرخ بود آتش كينهسوز
بدانديش تو هست بيدادگر * بپيچد رعيت ز بيداد سر
قلم دركش آيين بيداد را * كفايت كن از خلق فرياد را
و امير جاكو و دولتشاه بخشى در آن معنى مبالغه از حد درگذرانيدند .
حضرت صاحبقرانى سخن ايشان مسموع داشت و امير موسى با آن حضرت عهد هوادارى و يكجهتى تازه كرد . مجموع دل بر مخالفت امير حسين نهادند و به حكم اقتضاى وقت ، على برادر خضر يسورى را به ياساق رسانيدند - « و الخيرة فيما يقضى اللّه » 125 .