تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها
« 1 » رسيده و به قانون قويم « 2 »
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
« 3 » مقرر شده كه از ميامن سلطنت و جهانبانى خانوادهء بزرگوارش جهان و جهانيان در سايهء عدل و احسان و ضمان امن‌وامان تا دامن آخر الزمان آسوده و شادمان روزگار گذرانند ، اسباب پادشاهى و استقلال آن حضرت از مكمن غيب به نوعى روى مىنمود كه ديدهء بصيرت عقل در آن حيران و انديشه عقلاى عالم در فهم حكمت آن سرگردان مىماند . [ نظم ]
به نوعى شدى كار او ساخته * مرادش ز هرگونه پرداخته كز انديشه‌اش عقل حيران شدى * چه هرچيز كاو خواستى آن شدى
و چون برحسب فرمودهء ، « السّلطان ظلّ اللّه فى الأرض » 124 منزلت عظيم الشأن سلطنت ، سايهء مرتبهء الهى است و « لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له » اقتضاى سرّ اين معنى چنان است كه شغل خطير سلطنت اصلا شركت برنتابد « 4 » و منصب جليل جهاندارى به انبازى تمشّى نيابد . [ نظم ]
بزم دو جمشيد مقامى كه ديد * جاى دو شمشير نيامى كه ديد تنگ بود مملكتى بر دو شاه * كس نشنيده فلكى با دو ماه
بنابراين سنة اللّه جارى شده كه چون فيّاض موهبت
إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ
« 5 » ارادت فرمايد كه رايت دولت صاحب شوكتى به اوج شاهى برافرازد و ميدان ربع مسكون جولانگاه يكران فرمان او سازد ، نخست هر سر كه در او مجال سوداى سرورى باشد به تيغ فنا بردارند و هركس را كه انديشهء سركشى و برترى به خاطر راه يابد زنده نگذارند . [ نظم ]
سر نكشد شاخ نو از سر و بن * تا نزنى گردن شاخ كهن تا نشود رهگذر چشمه پاك * آب نزايد ز دل چشمه خاك
هامش
( 1 ) . فاطر / 2 . ( 2 ) . م : - قويم . ( 3 ) . آل عمران / 34 . ( 4 ) . الف : - و لا إله الّا الله وحده . . . شركت برنتابد . ( 5 ) . كهف / 84 .