( 770 ه . ق ) « 1 » گفتار در سبب مخالفت حضرت صاحبقرانى با امير حسين نوبت ثانى « 2 »
طوطى « 3 » وحىپرداز همراز
فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى
« 4 » - عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات - از مصر
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
« 5 » شكر اين گفتار هدايت آثار در كام جان امّت بلند رتبت نهاده ، كه « اذا اراد اللّه شئيا هيّأ اسبابه » 123 يعنى چون ارادت بارى - تعالى و تقدّس - به بودن چيزى و پيدا شدن حالى تعلق گيرد اسباب وقوع آن آماده و مهيا گرداند و مقدمات حصولش مرتب و پرداخته سازد .
[ نظم ]
هرآن كار كان را درآيد زمان * مهيا شود جمله اسباب آن
به راه ار بود نوعى از بستگى * گشايش « 6 » پذيرد به شايستگى
و چون در دار السلطنه و
جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ
« 7 » منشى « جفّ القلم بما هو كائن » 122 به پروانچهء
نُصِيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ
« 8 » منشور خلافت روى زمين به اسم همايون رسم حضرت صاحبقران سعادتقرين نوشته بود و به نشان
ما يَفْتَحِ اللَّهُ
هامش
( 1 ) . مطابق با مطلع سعدين ؛ البته در اين كتاب در سر صفحه به اشتباه 771 آمده است .
( 2 ) . الف : - عنوان .
( 3 ) . م : + نطق .
( 4 ) . نجم / 10 .
( 5 ) . نجم / 4 .
( 6 ) . ع : كشاكش .
( 7 ) . يونس / 14 .
( 8 ) . يوسف / 56 .