تعظيم و تكريم هيچ دقيقهاى فرونگذاشت ، اما حضرت صاحبقرانى را در خاطر آنچنان بود كه چون بناى مصادقت و مصافات به عهد و پيمان موكّد شده ، امير حسين آن مكتوب در ميان آرد و ما فى الضمير خود را پنهان ندارد ، كه از نشانهء صفاى خاطر بازنمودن راز است .
[ شعر ]
الخلّ كالماء يبدو لى ما فى ضمائره * مع الصّفاء و يخفيها مع الكدر
[ بيت ]
دوست چون آب است اگر صافى بود اسرار خويش * مىنمايد روشن و چون تيره شد پنهان كند
امير حسين اصلا اظهار آن نكرد و هيچ از آن به زبان نياورد و حضرت صاحبقران را از اين معنى خرازهاى در خاطر مبارك پديد آمد و چون به منزل فرخنده بازگشت ، سه كس درآمدند و به اتفاق عرضه داشتند كه امير حسين غدرى به خاطر آورده قصد گرفتن شما دارد ؛ هرچند اين سخن موجب زيادتى خرازه شده ، اما از آنجا كه كمال تمكّن و قوت نفس آن مؤيد صاحب دولت بود ، هيچگونه تغيير به خود راه نداد و آن حكايت را وقعى ننهاد ؛ و از عقب آن شخصى بيامد و مكتوبى رسانيد - كه عادل سلطان كه در آنوقت خان او بود ، به حضرت صاحبقران نوشته بود - مضمونش آنكه امير حسين با امير موسى گفته است كه فرصت نگاه داشته ، هنگام مجال تو را بگيرد ، و باوجود امارات و علامات سست عهدى و غدرانديشى امير حسين كه از چندين وجه به ظهور رسيد ، همچنان حضرت صاحبقرانى از قوت تأييد آسمانى اضطراب به حال خود راه نداد و آن مكتوب را پنهان داشته ، خاطر مبارك را تسلّى فرمود كه اگر امير حسين را غدرى در خاطر بودى ، هم در مجلس اول به نفس خود اقدام نمودى ، امثال امير موسى را كجا قدرت آن باشد كه مرا تواند گرفت .
[ بيت ]
روبه چگونه شير عرين را كند شكار * زنهار از اين حديث ، دل خود دژم مدار