استكشاف خبر لشكر ، چنان معلوم شد كه ايشان در شب از تنگ چكچك عبور كرده ، در جگداليك فرود آمدهاند ، حضرت صاحبقران كامگار رعايت حزم را ، باز كسى فرستاد و بعد از تحقيق به يقين پيوست كه امير موسى و امير اولجايتو و ديگر امرا ده هزار سوار مكمل را ترتيب دادهاند و بر بالاى آققيا صفها كشيده ، ايستادهاند ، حضرت صاحبقران را در آنوقت زياده از دويست كس ملازم نبود ، به نيروى شجاعت صف لشكر برآراست و روى توكل بر ايشان نهاد ؛ و چون لشكر يكديگر را بديدند از طرفين سورن انداختند ، حضرت صاحبقرانى از الهام تأييد آسمانى انديشه فرمود كه
[ بيت ]
كس از آزمايش نيابد جواز * نشيب آيدش چون رود برفراز
بعد از چنان فتحى نامدار كه تا انقراض عالم ، طغراى كارنامهء پادشاهان گردون اقتدار و ديباچهء مناقب جهانداران در هر روزگار خواهد بود ، اقدام بر چنين جنگى نمودن مصلحت نيست ، على الخصوص در مبادى حال ، چه به تجربه ، كه آيينهء يقيننماى عقل است روشن شده ، كه هردولت عظيم كه آستين مآثرش به طراز ثبات مزيّن و نامهء مفاخرش به رقم دوام معنون خواهد بود ، مبادى آن را از تقلبات گوناگون چاره نباشد ، بدر عالمافروز فتح بدر را در عقب هلال واقعهء جگرسوز احد از كوه برآمد و آفتاب جهانتاب سلطنت سليمانى را ابر استيلاى ديو كبر به پيش درآمد .
[ بيت ]
دولت آن به ، كه افت و خيز بود * دولت تيز رستخيز بود
لاجرم آن حضرت در آن حال چون دشمن آگاه شده بود و مجال شبيخون نمانده ، مراجعت اولى دانست ، از راه كوردنگ روانه شد و لشكر مخالف به آن غلبه و كثرت اگرچه معاينه ديدند كه ايشان اندك نفرى بيش نيستند ، اصلا از جاى خويش پيش نيامدند و كس از عقب ايشان نرفت .