( 768 ه . ق ) « 1 » ذكر لشكر كشيدن امير حسين به جانب حضرت صاحبقرانى
چون امير موسى از صدمهء جلادت بهادران حضرت صاحبقران هزيمت يافت با سپاه شكسته به سوى امير حسين شتافت و صورت واقعه را درست بازراند .
امير حسين از آن معنى متعجب بماند و به غايت هراسان و انديشناك شد و به تعجيل هرچه تمامتر لشكر خود را جمع آورده از سالىسراى متوجه آن حضرت گشت و امير اولجايتو اپردى و جهانشاه پسر تايغو و پولادبوغا و ده هزار مرد قروناس با امير موسى از پيش روان ساخت و ايشان از قهلغه به نزديك تنگ « 2 » چكچك فرود آمدند و به ترتيب كار رزم و پيكار مشغول شدند . حضرت صاحبقران چون بر آن حال اطلاع يافت به عزم شبيخون متوجه ايشان گشت و از راه يلغوزباغ كه در دشت و راغ در فرازونشيب آن
[ مصرع ]
گفتى كه لقمهاى است جهان در دهان برف
به آهن نعل اسبان خاره سم ، سيم برف بر سندان زمين كوفته ، سكهء چستى و چالاكى زدند ، و چندكس را از راه بالا به زبانگيرى ارسال فرمود تا كيفيت احوال دشمنان به تحقيق بازدانند ، ايشان بيست مرد از طرف ياغى گرفته بياوردند و بعد از
هامش
( 1 ) . مطابق با مطلع سعدين .
( 2 ) . ع : - تنگ .