تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
است كه اين افعال موجب زيادتى رعد و برق است و در مواضع و منازل ايشان از اوّل بهار تا آخر تابستان اكثر اوقات باران بارد و تصاعد رعد تا به حدى بود كه از شدّت صداى آن
يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ
« 1 » و تتابع برق تا به غايتى كه
يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ
« 2 » در تمهيد قواعد سياست و مهابت به‌نوعى مبالغه مىنمود كه از نواحى و حوالى لشكر جرّارش هيچ راه گذرى را به طلايه و پاس احتياج نبودى و پيوسته از نتايج حسن تدبير ، امير قراچار با اگتاى خان طريق محامده و ملطفه به نوعى مىسپرد كه علاقهء اخوّت و و داد به مرتبهء يگانگى انجاميده ، برادران بيشتر اوقات باهم مىبودند و بساط زندگانى به اقدام نشاط و كامرانى مىپيمودند و از ساز كامكارى نواى : بيت
بيا تا از در دولت درآييم * چو دولت خوش درآمد خوش برآييم
به گوش هوش مىشنودند و از بركت اتفاق ايشان كار دولت و امور مملكت اتساق و انتظام يافت و رسوم خانى و قواعد جهانبانى استمرار و استحكام پذيرفت . بيت
پذيرفت از يمن آن اهتمام * رسوم قوانين خانى نظام
و جغتاى خان به عيش و شكار به غايت مشغوف بود و اكثر روزگارشان به آن مصروف و امير قراجار نويان به تدبير مهمات سلطنت و جهاندارى قيام نمودى و مصالح رعايا و لشكرى بر وجه احسن كفايت فرمودى . بيت
شد از عدل آن سرور كاردان * رعيّت غنى لشكرى كامران

[ خروج محمود تارابى ]

و از بدايع وقايع و غرايب امور كه در آن عهد روى نمود ، خروج محمود تارابى 71
هامش
( 1 ) . بقره / 19 . ( 2 ) . بقره / 20 .