داشته بود به قراجار نويان - كه از ابناى اعمام او بود - سپرد و سفارش بسيار فرمود كه چنگيز خان را از مبداء حال باز ، پشت استظهار در هركار به امداد و اعتضاد اين كامكار ، قوى بود .
[ بيت ]
به آن نامور بد قوى پشت شاه * كه هم كاردان بود هم نيكخواه
و جغتاى خان برحسب وصيّت پدر ، بىمشورت و استصواب مشاراليه ، در هيچ باب شروع نفرمودى و كوكب مرادش جز از افق اختيار آن خديو نامدار طلوع ننمودى .
بيت « 1 »
به هركار از او خواستى ياورى * اگر صلح بودى و گر داورى
لاجرم از ميامن ترشح و تربيت كاردان روشنروان ، جغتاى خان در كمال كياست و فرزانگى و وفور جلادت و مردانگى يگانه روزگار و سرآمده سلاطين هر ديار گشت .
بيت
چو آموزگارش فريدون بود * از آن پرهنر بىهنر چون بود
و مستقر سرير سلطنت جغتاى خان بيش باليغ بود و باليغ شهر را گويند .
نظم
ز آمو زمين تا در نايمان * ورا داده بد شاه چنگيز خان
ولى بيش باليغ بدش تختگاه * بدان جايگه داشت گنج و سپاه
و در اقامت مراسم يرغو و ياساق اهتمام تمام داشت و در رعايت دقايق آن مبالغه واجب دانسته ، هيچ نكتهاى فرونگذاشتى تا به حيثيّتى كه حكم كرده بود كه در فصل بهار و تابستان كسى در آب ننشيند و دست در جوى نشويد و به ظروف زر و نقره آب از جوى برندارد و جامهء شسته در صحرا بازنيفكند كه در زعم ايشان
هامش
( 1 ) . متن : نظم .