تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بلقاى پسر سنقاق و تومااغل پسر جوجى با لشكر خود و از جانب ججكا بيگى ، بوقاتمور با لشكر اويرات و ديگر نويينان بزرگ ، خانه كوچ با هلاگو متوجه ايران شدند و آنجا را استخلاص نمودند و آذربايجان را مقرّب سرير سلطنت ساخت ، چنان‌كه مفصّل آن در محل خود مذكور خواهد گشت . و هم در ايام سلطنت منگو قاآن ، ايدىقوت حاكم ايغور به قصد مسلمانان انديشه كرد ، در بيش‌باليغ به وقت نماز آدينه قتل‌عام كند . قوّت اسلام غالب آمد و يكى از ايشان مسلمان شد و منگو قاآن را از آن انديشه خبر داد . منگو قاآن لشكر فرستاد و او را گرفته ، هم در وقت نماز جمع در بيش‌باليغ به رسوايى بكشتند و دين اسلام در زمان او رونقى تمام يافت و برادر خود اريق‌بوكا را قايم‌مقام خود گردانيد و به اتفاق برادر ديگرش قبلاى با ششصد هزار مرد به تنگياس رفت - كه عبارت از ماچين است - و آنجا را مسخر كرد و هم در آنجا به سبب عفونت هوا بيمار شد و در شهور سنهء خمس و خمسين و ستّمائه موافق ييلان‌ييل وفات كرد . مدّت سلطنتش هفت سال بود و از او يك پسر ماند شيركى نام . چهارم قبلاى قاآن پسر تولى كه چون از يورش تنگياس بازگشت در ختاى در شهر جنگدو به تاريخ سنهء ثمان و خمسين و ستّمائه موافق بيچين‌ييل بر تخت شاهى نشست و برادرش اريق‌بوكا - كه منگو قاآن در هنگام يورش ، او را در تختگاه قراقوم گذاشته بود - سركشى نمود و در اردوى بزرگ بر تخت نشست و چند نوبت جنگ كرد و بعد از آن انقياد نمود و قايدو نيز - كه نبيرهء اگتا قاآن بود - با او مخالف شده ، ميان ايشان به كرّات محاربه واقع شد و قايدو با ارلات - كه مقدم امراى اگتا قاآن بود - و ديگر اقوام و قبايل از الغ‌يورت به حوالى الوس جغتاى خان آمدند و آنجا اقامت نمودند . قبلاى قاآن چند نوبت لشكرهاى بىكران و عساكر بىپايان بر سر او فرستاد . هر نوبت ، ظفر ، قايدو را بود و قبلاى قاآن هشتصد و سى هزار مرد از جنگدو ديگرباره به تنگياس فرستاد ؛ باز آنجا را مسخر گردانيد و در حوالى شهر جنگدو شهرى ساخت .