[ نظم ]
جهاندار قبلا همى داشت ننگ * كه در شهر آلتان گزيند درنگ
اساسى به نزديك جنگدو نهاد * مر آن خطه را نام ديد و نهاد
و آنجا تختگاه ساخت .
[ نظم ]
در آن تختگه را يكى قصر ساخت * ز خاكش به سقف فلك برفراخت
به قرشى همى خواند آن تختگاه * در او شاه قبلا چو بر چرخ ، ماه
چو فردوس گشت آن خجسته مقام * ستونهاش يشم و زمينش رخام
به فرمان آن نامور شهريار * به گردش كشيدند ديوار چار
كه از هريكى تا به ديگر يكى * يكى تير پرتاب بد بىشكى
به كرياس خواندى نخستين حصار * دوم جاى ميران خنجرگذار
سيوم موضع پاسداران شاه * چهارم وطنهاى آن پادشاه
و مغول آن شهر را خان باليغ گويد و از ديگر آثار او جوى بزرگ است ، از درياى زيتون كه بندر هندوستان ، است چهل روزه راه بريده ، در ميان شهر روان كرد و در سنه اثنى و تسعين و ستّمائه ، موافق ييلانييل از دنيا رحلت كرد . مدّت عمرش هفتاد و سه سال و ايام سلطنتش سى و پنج سال بود .
پنجم تيمور قاآن پسر چيمكيم بن قبلاى قاآن . چون بر تخت شاهى نشست ، او را الجايتو خواندند .
ششم عمزادهاش آننده بن مينك قلا بن قبلاى قاآن و او اظهار مسلمانى كرد و اكثر مغول در زمان او مسلمان شدند .
هفتم قشلى قاآن بن برلاء بن چيمكيم بن قبلاى و او بر دين نصارى بود .
هشتم خان تايزى پسر تولك ، چون به خانى نشست او را يولكتو خواندند .
نهم انوشيروان وارا قاآن .
دهم وقور تمور قاآن .