عرض رسانيدند ، دويست و هفتاد هزار به شمار درآمد و چون بهار شد و از كار روس و قبچاق و آلان فارغ شدند ، به عزم تسخير كلار و باشقرد - كه مردم آنجا نصارى بودند و بلاد ايشان به فرنگ نزديك است - با لشكرى گران متوجه شدند و چون آن جماعت به كثرت عدد و شوكت خويش مغرور بودند و از حركت لشكر باتو خبر يافتند ، ايشان نيز به تهيّهء لشكر مشغول [ شدند و ] چهارصد هزار سوار جنگى نامدار - كه گريز را عار داشتندى - عرض دادند و به مقابله درآمدند . باتو برادر خود سقناق را با ده هزار مرد به رسم منغلاى از پيش فرستاد تا عدد ايشان را ببيند و احوال اعلام كند . بعد از يك هفته ، بازآمد و خبر داد كه اضعاف لشكر مغولند ، همه مردان كار .
چون [ دو ] لشكر به يكديگر نزديك رسيدند باتو مسلمانان را گفت تا جمع شوند و به دعا اشتغال نمايند و خود بر پشتهاى شد و يك شبانه روز با كس سخن نگفت و تضرع و زارى مىكرد و نصرت مىطلبيد . روز ديگر به جنگ مشغول شدند و آبى بزرگ در ميان ايشان بود ، شبانه بفرستاد تا لشكر از آب بگذشتند و باتو بنفس خويش در ميان معركه آمد و حملههاى پياپى نمود و لشكر خصم چون قوى بودند ، ز جاى نجنبيدند و آن لشكرها كه از آب گذشته بودند ، از عقب ايشان درآمدند و سقناق « 1 » با تمامت لشكر به يك بار حمله آوردند و روى به سراپرده و خيمههاى ايشان نهادند و به شمشير ، طنابهاى آن پاره كردند و بينداختند . لشكر خصم دل شكسته شد و منهزم شدند و لشكر باتو تمام ايشان را به قتل آورد و آن ولايتها نيز در تحت تصرف درآمد و بعد از آن باتو را در دشت قبچاق به فرمان اگتا قاآن بر تخت نشاندند و بازگشتند و شهر سراى را باتو بنا كرد و در سنهء اربع و خمسين و ستّمائه موافق لوىييل وفات كرد .
سيوم بركه خان برادر او .
چهارم صاين خان .
پنجم يسون منكه .
هامش
( 1 ) . متن : سيقان .