چون چنگيز خان ، سلطان جلال الدين خوارزمشاه را منهزم گردانيد و از آب سند بازگشت ، جغتاى را به حكومت ماوراء النهر و بعضى از خوارزم و ديار ايغور و كاشغر و بدخشان و بلخ و غزنين تا سند نصب فرمود و چون مشروح احوال فرزندان چنگيز خان كه در تواريخ - كه به نام ايشان نوشتهاند - مذكور است ، در اين كتاب مجملى اختيار كرده مىشود و چونكه مقصود ما از اين كتاب صادرات افعال و واردات احوال حضرت صاحبقرانى است كه شجرهء دولت او بر جويبار سلطنت جغتاى خان نشو و نما يافته ، بايستى كه ذكر جغتاى مقدم بودى ، امّا ترتيب سخن را اين مناسبتر كه نسل ديگر فرزندان بر سبيل اختصار ياد كنيم و بعد از آن به ذكر جغتاى ابتدا كرده ، سلسلهء سخن مضبوط گردانيم .
و چون چنگيز خان از دنيا رحلت كرد ، فرزندان او هريك در مملكتى كه به ايشان منسوب بود ، مباشر امور سلطنت شدند ، چنانچه ذكر كرده مىشود .
ذكر اسامى خانانى كه در الغيورت پادشاهى كردهاند
سلاطينى كه در الغيورت چنگيز خان - كه عبارت از كلوران و قراقرم است و به اردو باليغ مشهور - پادشاهى كردهاند پانزدهنفراند كه چون چنگيز خان از عالم برفت و بعد از وظايف تعزيت ، شاهزادگان و امرا و نويينان هركس به يورت و مقام خود رفته بود ؛ بعد از دو سال در اول بهار كه :
[ بيت ]
صبا به سبزه بياراست دار دنيى را * نمونه گشت جهان مرغزار عقبى را
54 مجموع جهت قرلتاى از يورت خود متوجه اردوى چنگيز خان شدند . از طرف دشت قبچاق پسران جوجى ، باتو و شيبان و چيمباى « 1 » و تنقوت و بركه و بركا . 55
و از طرف شرق برادران چنگيز خان ، اوتكين و بلكوتى نويان و املجاى نويان و تكوت وركاى 56 و از بيش باليغ ، جغتاى خان و از اردوى خود قراجارنويان و از هر
هامش
( 1 ) . متن : همپاى .