تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
[ نظم ]
ز اجناس تنسق يكى طبله پر * فرستاده بود از شب‌افروز درّ جهاندار از آن بىبها گوهران * بياراست گوش همه سروران
در اين‌حال شادرقو كه به ارتاقيا متحصن شده بود ، ايلچى با پيشكش پيش چنگيز خان فرستاد كه اگر خان مرا امان بخشد و بر اين معنى عهد و پيمان كند : [ نظم ]
به يك ماه ، با تحفه و پيشكش * شتابم بدان بارگه شاد و خوش بيابم به خدمت ببندم كمر * نهم چون قلم بر خط شاه سر جهانجوى سوگندها ياد كرد * بدانديش را ايمن و شاد كرد چو ايلچى تنگت ز در دور شد * چو چشم بتان شاه رنجور شد

ذكر وصيّت كردن چنگيز خان فرزندان و قراچارنويان را

چنگيز خان را چون ضعف بر مزاج غالب شد فرزندان و برادران و قراچارنويان را بخواند 53 و گفت : « استيلاى مرض از حد گذشت و وعدهء رحيل نزديك شد . از شما استفسار مىكنم كه بر جاى من كه را مصلحت مىبينيد ؟ » چون جوجى در دشت قبچاق وفات كرده بود ، ديگر فرزندان ، جغتاى و اگتاى و تولى كه حاضر بودند زانو زده گفتند : [ بيت ]
پدر شهريارست و ما بنده‌ايم * به فرمان و رايش سرافكنده‌ايم
پس چنگيز گفت : « راى در تمام امور به دانايى و فرزانگى قراچارنويان را حاصل است » . [ نظم ]
ز فرمان و رايى كه بيند صواب * تخلف مجوييد در هيچ باب كه او راست خطى ز آبا چنان * كه باشد شريك و قرين او به خان
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 168 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى