تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

گفتار در خبر يافتن چنگيز خان از مخالفت اقوام تنگت

و چون فصل زمستان درآمد ، دگربار به چنگيز خان خبر رسيد كه شادرقو « 1 » حاكم قاشين آغاز مخالفت نهاده و طريق عصيان پيش گرفته و لشكر جمع آورده . [ نظم ]
گرفت آن شه شيردل ، ترك بزم * سپه را روان كرد بر عزم رزم سپه داشت شادرقوى نامدار * شمارش گذشته ز پانصد هزار به پيش مغل چون كشيدند صف * برآمد غريوى ز هردو طرف بر آن هردو لشكر زمين تنگ بود * كه پهنايشان بيست فرسنگ بود به فرمان شه بر سر آبگير * ز پشت كمان‌ها روان گشت تير ز پرّنده پيكان بر آن روى يخ * تبه شد سپاهى چو مور و ملخ در آن لشكرى كشته كافتاده بود * سه مرده به فرق سر استاده بود كه چون ده تمن داده باشند جان * ز سر پاى سازد يكى بىگمان مغل را بود اين‌چنين اعتقاد * بدين گفت‌وگو شد ورا اعتقاد چو از خيل شادرقوى نامدار * سپاه مغل كشت سيصد هزار سپهدار قاشين هزيمت گرفت * مغل زان هزيمت غنيمت گرفت چو بگريخت شيدرقو از پيش شاه * ز ارتاقيا جست خود را پناه از آن نامجو لشكر كامياب * ولايات قاشين همه شد خراب به قاشين درون شهرهاى دگر * به پيكار كردند زير و زبر شه از تنگت آمد به سوى ختا * كه دل داشت در آرزوى ختا

ذكر روان شدن چنگيز خان به‌طرف چورچه

چون فصل بهار درآمد ، چنگيز خان آهنگ چورچه و تنگتاش كرد . والى چورچه چون از اين معنى خبردار شد ، انقياد كرده ، پيشكش‌ها و تنسوقات روانه داشت .
هامش
( 1 ) . متن همه‌جا : شيدرقو .