تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
حزم احتياط نمايند و غفلت نورزند و باهوش باشند و تا اكنون همان طريقه در ميان ايشان باقى است .

امّا ترتيب لشكر

ببايد دانست كه از زمان آدم - عليه السلام - تا اكنون هيچ پادشاه را سپاهى چون ترك ميسّر نشده است . بر شدّت صابر ، در رفاهيّت شاكر ، در سزا و جزا حاكم ، خويش را به جان محكوم و مطيع ، نه متوقع جاه و اقطاع و نه منتظر دخل و ارتفاع و در وقت كارزار از بزرگ تا خرد شمشيرزن و تيرانداز . [ نظم ]
همه مبارز و جوش شكاف و سندان‌دوز * همه كمانكش و رزم‌آزما و عالم سوز چو باد حمله‌بر و همچو كوه حمله‌پذير * چو رعد بانگ‌زن و همچو تيغ برق‌افروز
و به هرطريق كه وقت اقتضا كند استقبال نمايند و هرگه كه انديشهء جنگ يا قصد ياغى پيش آرند ، هرچه در آن مصلحت به كار آيد از مختلفات اسلحه و آلات درفش و سوزن با خود همراه داشته باشند و بسيار باشد كه روز ، عرض آلات نمايند و اگر از كسى تقصيرى واقع شده باشد ، تأديب بليغ نمايند . و ديگر آن‌كه در وقت كارزار هرچه از اخراجات دربايست باشد ، ايشان مهيّا سازند و زنان ايشان نيز به طريق شوهران در كارها به جد باشند ، چنان‌كه اگر از براى يك شىء از آنها شوهرش مؤنتى مقرّر كرده باشد ، بيشتر آن باشد ، آن را تلف نكند و نگاه دارد تا اگر روزى مرد حاضر نباشد كه آن را خرج سازد ، به نفس خود يساق شوهر كفايت كند . و هرگاه كارى پيش آيد ، تواچيان الوس با امير تومان حواله كنند و امير تومان با امير هزاره و امير هزاره با امير صده و امير صده با امير دهه تا آن كار كفايت كند و هركس با يساق خود مىكشد . و اگر به لشكرى احتياج افتد ، حكم كنند كه چندين هزار كس بايد كه در فلان وقت در فلان جاى حاضر شوند و ممكن نباشد كه يك سر موى تخلف كنند . و اگر در ميان لشكر و خان مسافتى بعيد باشد به جان بكوشند تا فرمان به‌جاى
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 94 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى