امّا پنج نفر سرآمدهء ايشان بودند : برتهقوچين مادر فرزندان و گنجو « 1 » دختر آلتان ختاى و كورى سورنگ دختر تايانگ خان و بيسولون دختر كتو « 2 » و قولان دختر طايراسون .
[ نظم ]
وزين پنج خاتون با تاج و گاه * فزون از همه برتهقوچين به جاه
كه از شاه فرزند بسيار داشت * به جز پنج دختر پسر چار داشت
اوّل جوجى دوم جغتاى سيوم اگتاى چهارم تولى و هريك از ايشان را به امرى مأمور فرموده بود : جوجى را به ترتيب بزم و شكار و جغتاى را به ياسا و يرغو زدن و نسق كار لشكر .
[ بيت ]
كه با طبع او قوّت دار و گير * برآميخته همچو با آب شير
و اگتاى را - كه يگانهء روزگار و سرآمدهء ادوار بود - به تدبيرات ملكى مقرّر ساخت و تولى را به محافظت خيل و حشم و اردو معيّن كرد و به غير از اين چهار پسر ، پنج پسر ديگر داشت از ديگر خواتين .
و چون ممالك شرقى از ختاى تا الماليغ در تحت تصرف آورد ، تمامى آن را با جميع قبايل و اقوام مغول بر فرزندان و برادران و قراجارنويان - كه از ابناء اعمام بود - و ساير خويشان قسمت كرد و هرخويشى را مخصوص فرزندى گردانيد و بعد از آن در تشييد بناى موافقت و تمهيد قواعد الفت ميان پسران و خويشان تحريض مىكرد و پيوسته تخم محبّت و مودّت در كشتزار سينههاى ايشان مىكاشت .
چنانچه روزى پسران و خويشان را جمع كرد و يك تير از تركش بيرون آورد و آن را بشكست ، باز دو عدد گردانيد و آن را هم بشكست . يكيك تير مىافزود تا چند عدد شد ، چنان كه از شكستن آن زورآزمايان عاجز شدند ، پس روى به ايشان آورد و گفت اين مثل شماست . اگر باهم متفق و همپشت باشيد هيچكس بر شما دست
هامش
( 1 ) . متن : گنجور .
( 2 ) . د 5359 : كتور ؛ د 1 / 1520 : جامكبو .