اعلام احوال چاره نبود ، يامها وضع كردند و اخراجات هريامى از چهار پاى و مأكول و عليق و غير آن ترتيب كردند و بر تومانها تخصيص نموده ، بيرون آوردند و در هرمرحلهاى يامى بربستند ، تا ايلچيان به زودى خبر توانند رسانيد و لشكر و رعيت در زحمت نباشند .
امّا رسوم و عادات مغول آن است كه هرياساق و فرمان خان بر آن موجب نفاذ يافته باشد ، هيچكس سرنپيچد و به جان مطيع و منقاد آن باشند و هرگاه كه منشور يا مكتوبى نويسند به تكلف عبارات مبالغه ننمايند ، بلكه مقصود و سخن نويسند و زايد القاب و عبارات را منكر باشند .
و كار صيد به جد دارند بلكه از معظمات امور شناسند . و در اوايل زمستان شكار بزرگ كنند و اوّل صيّادان را به تفحص شكارى و قلّت و كثرت آن بفرستند و بعد از تحقيق ، لشكر را فرمان دهند تا از اطراف و جوانب چنانكه در جنگ مقرر است ، ميمنه و ميسره و قلب و جناح مرتب داشته ، هركس از طرف خود روان شود و بيست روزه و يك ماهه راه و زيادت ، صحرا و كوه را در ميان گيرند و خود با خواتين و انواع مأكولات و مشروبات متوجه شكار شوند و جانوران شكارى را به تدريج و آهستگى مىپرانند و محافظت مىنمايند تا از جرگه بيرون نروند و اگر ناگاه شكارى از ميان بيرون رود به نقير و قطمير آن برسند . و امير تومان و صده و هزاره را به واسطهء تقصيرى كه آهو از جرگه بيرون رفته باشد چوب زنند و بسيار باشد كه به ياسا رسانند و اگر صف را - كه جرگه خوانند - راست ندارند يا قدمى دو پستر نهند در تأديب ايشان مبالغه نمايند . و چون نزديك رسد ، دستها به يكديگر متصل گردانند و چون از آن نزديكتر رسند دوش به دوش و زانو به زانو نهند و بايستند و در ميان حلقه انواع سباع و وحوش در جوش و خروش آيند . در اوّل خان با چندى از خواص در ميان راند و تير اندازد و صيد كند و بعد از آن شاهزادگان و امرا به ترتيب درمىآيند و شكار مىكنند و چون خان مراجعت نمايد ، صيد را با لشكرى بازگذارند و غرض ايشان از اين مبالغهها ، مجرّد شكار نيست ، بلكه نظر بر آن دارند كه لشكر و سپاه به سوارى و تيراندازى عادت كنند و در روز حرب در كار
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: شرف الدين على يزدى
ص٩٣