تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
مرو را فراوان نوازش نمود * بدادش دوچندان كه رد كرده بود دو مير دگر در گناه آمدند * به كار خطا عذرخواه آمدند فدا يك پسرزادهء ماه‌وش * بر شاه برد از پى پيشكش نبيرى كه بد نام او چونگشا * رها كرد و رفت از در پادشاه ببخشيد شاه آنچنان گنج و مال * كه او را نبودى ز بخشش ملال
چنگيز خان مدّت دو سال آن بلاد را مسخر گردانيد . بعد از آن به اردوى خود مراجعت نمود . سوبداى بهادر را بر سر قوم مركيت - كه حاكم ايشان قدوى برادر توقيا بيگى بود و در زمين نايمان نشسته بود - فرستاد و چون به آنجا رسيد ، بعد از محاربه ، قدوى با سه پسر توقيا بيگى و بسيارى از قوم مركيت كشته شدند و آن قوم را غارت كرد و از آن‌جا مراجعت نموده به اردو ملحق شد و برغل نويان را بر سر قوم تومات فرستاد و چون بدان‌جا رسيد ، [ نظم ]
برآورد از قوم تومات گرد * به يك جنگشان پست و ناچيز كرد ولى گشت كشته به پايان جنگ * شد از حالت او دل شاه تنگ
بعد از آن منقلى گويانگ نامى را با لشكر بسيار به محافظت ختاى روانه داشت . [ نظم ]
روان گشت مغلى به فرمان شاه * برفتند با او بسى از سپاه همى رفت با لشكر بىقياس * بدانسان كزو چرخ بد در هراس در آن بوم چندان سپه گستريد * شد از گرد او روزوشب ناپديد

ذكر خواتين و فرزندان چنگيز خان

چنگيز خان را خواتين و قمايان بسيار بودند . 27 [ نظم ]
ورا بد به فرخنده اردو درون * خواتين و سريت ز پانصد فزون همه جفت خانان و دخت شهان * به خوبى شده نامدار جهان
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 90 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى