موضع دوربيلجين . و در اين موضع شاهزاده شاهرخ از هرات رسيده ، ديدهء دولت را از مشاهدهء طلعت جهانآراى صاحبقران كشورگشاى روشن گردانيد و مراسم تهنيت و نثار به تقديم رسانيده ، پيشكشها كشيد .
[ نظم ]
چو شهزاده آمد به پيش پدر * ثنا گفت و افشاند زرّ و گهر
جهانجو كه عالم سراسر گرفت * گرامى خود را به بر درگرفت
نوازش نمود و بپرسيد حال * زمين و زمان شاد از آن اتصال
و هم در آن يورت اميرزاده عمر پسر اميرزاده ميرانشاه - كه حضرت صاحبقران هنگام توجه هندوستان او را در سمرقند گذاشته بود - به سعادت پاىبوس سرافراز گشت و چون در اين مدت به اقامت وظايف عدلگسترى و رعيتپرورى ، نيكو قيام نموده بود ، ملحوظ نظر عنايت و تربيت شد . و روز دوشنبه از آنجا نهضت نموده ، بر لب جويى فرود آمد . روز سهشنبه سلخ ماه ، خطهء ارموش كش ، از وصول موكب ظفرقرين ، بهشت آيين شد « 1 » و از صدق همّت و صفاى طويّت به زيارت شيخ شمس الدين كلار و ديگر مشايخ بزرگوار [ قدس سرهم « 2 » ] و تفقد مزار پدر نامدار و فرزندان رفيعمقدار مبادرت نمود و نذر و « 3 » صدقات بسيار به فقرا و محتاجان كرامت فرمود و مدت پانزده شبانهروز ، بقعهء دلگشاى آقسراى ، محل استراحت جمشيد فرخندهراى بود ، مجارى امور دولت و سلطنت بر وفق مراد و مرام .
[ مصراع ]
« سپهر تابع احكام و روزگار غلام »
و سهشنبه چهاردهم ماه شعبان از شهر كش نهضت فرموده ، در كنار آب رودك قبهء بارگاه خلافتپناه به اوج مهر و ماه برآمد 267 ، و روز چهارشنبه پانزدهم ، موضع چنار رباط مخيّم نزول همايون شد و پنجشنبه شانزدهم از عقبهء آنجا گذشته ، در قتلق يورت اتفاق نزول افتاد ، و روز آدينهء هفدهم از آنجا به تخت قراچه - كه از
هامش
( 1 ) . ع : گشت .
( 2 ) . [ ] فقط در نسخهء « م » .
( 3 ) . ع : - و نذر .