تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 987

مساهمون:

ص٩٨٧
صاحب‌قران از آنجا به باغ بلند نقل فرمود و پيلان و آغرق كه در عقب بودند برسيدند . اهالى ماوراء النهر كه هرگز پيل نديده بودند ، از مشاهدهء آن هيكل عظيم و هيأت بديع متعجب بماندند و بر كمال صنع قادر جليل آفرين‌ها خواندند « 1 » . [ بيت ]
اگر پاى پيل است اگر پرّ مور * ازو يافت هريك ضعيفى و زور
و عواطف پادشاه جهانگير تاج‌بخش ، مجموع شاهزادگان و حضرات و كافهء طبقات اكابر و اشراف از اهالى مملكت و اطراف را - على اختلاف درجاتهم - از نفايس و تنسوقات ممالك هند ، ارمغانى ارزانى داشت و هركس را به حسب رتبه از جواهر و طلا و كنيزك و غلام و غير آن به نصيبى وافر محفوظ و بهره‌ور گردانيد ، و سارنگ برادر بزرگ ملو را - كه حاكم مولتان بود - و با دو زنجير فيل و ديگر تبركات و تنسوقات ممالك هند به اشپره « 2 » پيش اميرزاده محمد سلطان فرستاد ، و ساير امرا كه در آن سرحد بودند مجموع را انواع ارمغانى ارسال نموده ، انعام فرمود و سايهء رأفت و رحمت بر مفارق عالم و عالميان گسترانيد و شاهزادهء جوان‌بخت ، شاهرخ رخصت انصراف يافته ، به مستقرّ سرير سلطنت خويش بازگرديد - و الحمد للّه رب العالمين و الصلاة و السلام على خير خلقه محمد و آله « 3 » اجمعين .

گفتار در بناى مسجد جامع كه حضرت صاحب‌قران در دار الملك سمرقند احداث فرمود

چون از منطوق آيت كريمهء
إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
« 4 » مستفاد مىگردد كه عمارت مساجد نتيجهء صدق ايمان است « 5 » به ذات و صفات خالق اكبر و باور داشتن احوال و اوضاع قيامت و روز محشر « 6 » ، حضرت صاحب‌قران مؤيد دادگستر در يورش هندوستان كه به هدم بنيان شرك و طغيان و ويران ساختن
هامش
( 1 ) . ع : خوانند . ( 2 ) . ع : با شيره . ( 3 ) . ع : و صحبه . ( 4 ) . توبه / 18 . ( 5 ) . ع : - ايمانست . ( 6 ) . ع : محشرست .