آتشكده و بتخانههاى بىدينان مشغول بود ، نيّت فرمود و « نية المؤمن خير من عمله » كه در سمرقند مسجد آدينه بسازد و شرفات آن به قمّهء افلاك برافرازد . و چون موكب جهانگشاى در كنف حفظ و تأييد خداى نصرتبخش راهنماى به دار السلطنه « 1 » معاودت فرمود ، امر عالى به بناى آن عمارت سپهر فساد نفاذ يافت و به حكم الاحد للبناء ، روز يكشنبه چهاردهم ماه مبارك رمضان سنهء احدى و ثمان مائة موافق توشقانئيل كه قمر در اسد بود ، منصرف از تسديس آفتاب و متصل به تسديس زهره ، مهندسان صاحبهنر و استادان ماهر دانشور ، در ساعتى خجسته و طالعى شايسته ، اساس آن را طرح انداختند و عمله و پيشهكاران چابكدست - كه هريك سرآمدهء كشورى و يگانهء مملكتى بودند - دقايق حذاقت و مهارت در تشييد اركان و توطيد بنيان آن به ظهور رسانيدند و از سنگتراشان آذربيجان و فارس و هندوستان و ديگر ممالك دويست نفر در نفس مسجد به كار بودند و پانصد كس در كوههاى به بريدن سنگ و روان داشتن به شهر ايستادگى مىنمودند . و اصناف صنّاع و پيشهوران كه از تمام معمورهء عالم به پاىتخت جمع آمده بودند ، هركس در قسم خود غايت جهد مبذول مىداشت ، و جهت جمع آلات ، نود و پنج زنجير پيل كوهپيكر - كه از كشور هند به سمرقند رسيده بود - همه را به كار درآوردند و سنگهاى عظيم بزرگ را به گاوگردون و مردم بسيار مىكشيدند و سر كارها بر شاهزادگان و امرا بخش كرده ، از كوشش و اجتهاد آنچه در حيّز قدرت و طاقت بشرى گنجد ، هيچ دقيقه در هيچ باب اهمال نمىرفت . و در خلال اين احوال اميرزاده محمد سلطان - كه برحسب فرمان در اين مدت به سرحد جته نشسته بود - با معدودى از خواص ملازمان برسيد و در خانقاه تومانآغا به شرف بساطبوس استسعاد يافته ، رسم نثار و پيشكش به اقامت رسانيد ، و حضرت صاحبقران شاهزاده را كنار گرفته نوازش فرمود . و آن حضرت از غايت اعتنا و اهتمام كه در اتمام آن شغل دينى داشت ، به نفس مبارك به سر عمارت حاضر مىشد ، بلكه در
هامش
( 1 ) . ع : + سمرقند .