تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩

( 35 ) مشهد سلطان معز الدين

دميك ، دهيك ؟ نام اين جاى كه مشهد و مقتل سلطان معز الدين است در نسخ طبقات ناصرى باملاهاى مختلف نوشته‌اند ، در نسخهء خطى من يك جا دميل ، و در ديگر موارد ( دميك ) است ، در مط و راورتى نيز چنين است ، درين كه مشهد اين سلطان غيور ( دميك يا دهميك ) است ، شكى نيست ، ولى اين جاى كجا بود ؟ سؤالى است ، كه بايد حل گردد و موقعيت جغرافيائى اين جاى تثبيت يابد : از همه اولتر اين واقعه را در تاريخ ابن اثير مطالعه مىكنيم ، چون وى به عصر وقوع اين فاجعه نزديكتر است ، و كتاب خود را در ( 628 ه ) نوشته ، بنابران قولش نيز درين مورد ثقه‌تر خواهد بود ، وى گويد « شب نخستين شعبان ( 602 ه ) بود ، كه ابو المظفر محمد بن سام غورى پادشاه غزنه و خراسان از لهاور برمىگشت ، و در وقت نماز خفتن به منزل دميك كشته گرديد . . . چون اين حادثه واقع شد ، بزرگان پيش مؤيد الملك بن خوجا ( خواجه ) سيستان رفتند و در حفظ خزاين و امنيت كوشيدند ، و محفهء سلطانى را حركت دادند ، چون به فرشابور ( پشاور ) رسيدند ، خلافى در بين آنها پيدا آمد ، غوريان مىخواستند كه از مكرهان به غزنه بروند . تا پادشاه باميان بهاء الدين سام برخيزد ، و خزانه را تصرف كند ، ولى توركان ميل داشتند تا از راه سواران بروند ، تا به مقر حكمرانى تاج الدين الدز كه مملوك شهاب الدين بود نزديكى جويند . زيرا كه وى در بين غزنه و لهاور در كرمان ( غير از كرمان مجاور فارس ) حكمدارى مىكرد ، به اين وسيله خواستند ، تا خزاين سلطان غور ، بدست تاج الدين باز افتد ، بعد از كشمكش زياد از راه مكرهان روى بكرمان نهادند ، و درين راه بسبب تاراج و حمله‌هاى ( تيراهيه سكنهء تيراه موجوده ) و اوغانها محنت بزرگى را ديدند تا بكرمان پيش تاج الدين باز رسيدند . . . . [ ( 1 ) ] تاج الدين الدز ( يلدوز ) از بزرگ‌ترين غلامان شهاب الدين بود ، و نزد سلطان قربتى داشت و بعد از شهادت سلطان خواست ، كه بر غزنه
هامش
[ ( 1 ) ] الكامل ، ج 12 ص 83