تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨

( 34 ) بركوشك

كلمهء كوشك بضمهء اول و او معدوله و سكون يا فتحهء سوم بمعنى قصر و بناى بلند و فوقانى است [ ( 1 ) ] كه در دورهء بعد از اسلام اين كلمه در پارسى زياد بوده ، و قصر احنف را كه در مرو از طرف احنف بن قيس ساخته شده ، عجم‌ها كوشك احنف مىگفتند [ ( 2 ) ] و قصورى را كه در بين جبال بلند عمران ميشد ، كوشك مىناميدند ، چنانچه منهاج سراج در احوال باشندگان جبال غور گويد : « كوشكى با كوشكى جنگ داشتى » اين كلمه در بيهقى هم به نظر مىآيد ، مثلا در هرات از كوشك مبارك نام مىبرد [ ( 3 ) ] اما بر كوشك از قصور معروف دورهء سلاطين غورى بود ، كه در نسخ قلمى طبقات ناصرى به دو صورت بز كوشك بزاى هوز ، و در برخى از نسخ قلمى بر كوشك به راى قرشت ضبط شده ، مخصوصا در نسخه خطى كه نگارنده دارم ، در چندين جاى بر كوشك نوشته شده ، و هم در پته خزانه بر كوشك آمده [ ( 4 ) ] چون بركوشك معنى ندارد ، بايد بر كوشك صحيح باشد - چه ( بر ) به فتحهء اول در پنبتو بمعنى بلند و بالاست ، كه همواره در مقابل ( لز ) كه بمعنى پست و سفلى است در اسماى اماكن و قبايل آمده ، مثلا بر ارغنداب ( ارغنداب عليا ) بر كوشك ( كوشك عليا ) بر پنبتون ( پنبتون عليا ) و كلمه بر در پارسى سابقه هم به همين معنى بود چنانچه در كتاب التفهيم البيرونى ديده مىشود ، و در تاريخ سيستان ( ص 404 ) هم برزره آمده ، كه بلوكى بود از درياچهء زره ، و زره عليا معنى مىدهد ، پس بر كوشك كه در طبقات ناصرى مكررا آمده ، نيز بمعنى كوشك علياست كه اين قصر بر كوهى بلند واقع بود ، بنابران آن را ( بر ) يعنى بلند مىگفتند ، كه در رفعت و بلندى نظيرى نداشت ، و از كاخهاى مشهور شهر فيروزكوه بود ، اما كلمهء كوشك در دورهء غزنويان و غوريان در مورد قصر خيلى مستعمل بود ، و از بقاياى اين نامها اكنون ( كوشك نخود ) در ( 25 ) ميلى غرب قندهار بر جادهء هرات افتاده و عبارت از فيروز قند تاريخى است . كه ميمند تاريخى هم در نزديكى آنست .
هامش
[ ( 1 ) ] برهان قاطع : [ ( 2 ) ] ابن خرداذبه ص 32 - 209 - اشكال العالم قلمى [ ( 3 ) ] بيهقى ص 49 [ ( 4 ) ] پته خزانه ، ص 31 -