ترمذ تاكنون به همين نام معروف و در مقابل بلخ و ولايت مزار شريف كنونى بر ان طرف آمويه افتاده و شهركى است كه به همين نام ياد مىشود ، و نگارندهء سطور آن را در سال ( 1324 ش ) ديدهام ، اگر بقول فرشته اين شهر را محل وفات سبكتگين بدانيم ، اين قول مؤرخين سابق كه وى در بين راه بلخ و غزنه مرد نقض مىگردد ، پس بايد سراغ جائى را كه سبكتگين در بين بلخ و غزنه در آن مرده باشد ، از بين قراء و مواقع موجوده جستجو كرد ، و در اين مورد نويسندهء سطور بعد از نجس و تحقيق به دو نتيجهء ذيل رسيد :
1 - در حدود جنوبى بلخ بجنوب شرق مزار شريف موجوده بفاصله بيست تا سى ميل در منطقهء كوهستانى كه در حدود پنج هزار رفت از سطح بحر كاين است قريهايست : كه اكنون آن را مارمل يا مرمل گويند و عين بر جادهء كوهستانى واقع است كه از آنجا به طرف باميان و كابل روند و به همين مناسبت كوچهيى در شهر مزار بنام ( كوچهء مارمل ) نامزد است ، كه گذر مذكور به آن طرف شهر افتاده ، كه مردم از آنجا به سوى مارمل آيند ، ولى اين راه اكنون بسبب دشوارى متروك گرديده و عراده رو نيست ياقوت نيز اين جاى را ذكر كند و گويد :
« مارمل » بالفتح ثم السكون ، قرية فى جبال نواحى بلخ . . . . [ ( 1 ) ] چون در نسخههاى خطى طبقات ناصرى نام قريهايكه سبكتگين در آن جا مرده نزديك باشكال مارمل و مرمل نوشته شده ، پس ميتوان گفت : كه جاى مردن آن پادشاه همين ديه باشد كه تاكنون هم آن را مرمل يا مارمل گويند . چون اين راه كوهستانى از بلخ به باميان نزديك ترين راههاست شايد در آن وقتى كه عرادهها وسيله حمل و نقل نبود ، مردم ازين راه به باميان آمد و شد مىكردند .
2 - يك راه ديگرى نيز از باميان بسوى ولايت مزار و بلخ ميرود ، كه در بين كوهستان صعب المرورى مىگذرد ، بر جادهء موجودهء عراده رويكه از پروان و درهء غوربند ( غوروند سابق ) و كوتل شيبر مىگذرد ، و بعد از آن به ( دوآب ) ميرسد ، راهى بسوى باميان جدا مىگردد تا حدود باميان جادهء عراده رو موجود است ، و بعد از آن در بين كوهسار بر اسپ يا پياده ميتوان رفت ، راه دراز عراده رويكه اكنون مورد استفاده است
هامش
[ ( 1 ) ] معجم البلدان ج 7 ص 362 .