تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
( غ ، ژ ، غ ، ا ، و ) باشد كه جزو اول كلمه غژ به نام گئوش فرشته نگهبان چارپايان ربط مىرساند و گئوش در اوستا و گوش در پهلوى بمعنى گاو بود ( حواشى برهان 1855 و مقالات آقاى همايون در مجلهء آريانا سال 1342 ش ) اما در جزو دوم كلمه ( غ او ) در اوستا ( گئو ) و در پارسى ( گاو ) و در پشتو ( غوا ) و ( غويى ) بمعنى گاو است كه مجموعا كلمه بمعنى ( گاو مقدس ) باشد ، و اين گاو نوعى است از حيوانات كوهى كه در بدخشان و واخان و كوهسار پامير پيدا مىشود ، و از حيوانات سردسير است ، طورى كه من از مردم واخان و بدخشان معلومات گرفتم ، اين حيوان خيلى نافع و تقريبا مدار حيات مردم آن كوهسار است ، و اكنون ( غژگاو ) گويند ، به زاى فارسى و فتحهء اول . و در تركى ما وراء النهر آن را ( قتاس ) بضمهء اول مىخوانند . دران حصص كوهسارى كه مسكون بوده ، و بقراء نزديك است ، مردم چند جوره نر و مادهء آن را از كوه به خانه آورده و اهلى مىسازند ، و نسل آن را مىگيرند . بعد از ان كه اهلى شوند ، از شير آن استفادهء زيادى مىكنند ، و روزانه خود آن حيوانات بكوهسار براى چرا مىروند ، و شبانه به خانه بر مىگردند ، چون در موسم سرما و زمستان كوهسار تماما زير برف مىباشد ، اين حيوان حسى قوى دارد ، و برف را تا چندفت بپاى خود دور افكنده ، و از زير آن بقاياى گياه‌هاى تابستانى كه در ان سرزمين بكثرت ميرويد بر آورده و مىخورد . غژگاو حيوان بس قوى هيكل و نيرومند است ، در كوهها و حتى قلل و كمرهاى آن به آسانى بالا رفته مىتواند . مردم آنجا احمال و اثقال خود را بر آن بار كرده و سوار مىشوند ، و به جايهاى كه در كوه حركت و رفتن و بالا شدن انسان بسبب ارتفاع و خصايص جوى ممكن نيست ، اين حيوان به سهولت ميرود ، از كوه و كمر بسرعت برق مىگذرد ، گوشت آن هم خيلى نازك و لذيذ است ، و از مويهاى دم و يال آن ( چورى ) يعنى مگس‌پران و غيره مىسازند ، كه موى آن گاهى سپيد و وقتى سياه مىباشد . غژگاو حيوان اهلى خوبى است ، كه با انسان الفت دارد ، و مدار حيات اهالى پامير و كوهستان واخان و بدخشان است ، بنابران مردم هم آن را دوست دارند ، و بى سبب نمىكشند ، گويند : كه توركان قديم آن را مىپرستيدند ، و شاخهاى آن را بر سر مقبرهء مردگان ميگذاشتند .
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 319 | عبدالحى حبيبى / منهاج سراج