تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
كتابى در نظر آمد ، كه تواريخ انبيا و سلاطين عرب و عجم را بر سبيل ايجاز در جداول آن ثبت كرده بودند [ ( 1 ) ] چون مؤلف آن كتاب از ذكر برخى از دودمان‌هاى سلاطين ما تقدم و ما تأخر اعراض كرده بود ، لهذا مؤلف خواست تا آن تاريخ مجدول بذكر كل ملوك اسلام و عرب و عجم از اوايل تا اواخر مشحون گردد و تمام سلاطين اسلام را تا عهد ناصر الدين محمود در قلم آرد . . . [ ( 2 ) ] » به اين فكر مولانا خامه بدست گرفت ، و تاريخ عمومى مفصلى را نوشت ، كه حاوى احوال انبيا و پادشاهان سابقه و خلفاى اسلام و سلاطين عرب و عجم است ، و آن را بنام پادشاه عصر و ممدوح و مخدوم خويش « طبقات ناصرى » نام نهاد و مشاهدات چندين سالهء خود را در خراسان و هنداندران نوشت . مولانا در نوشتن احوال انبيا و پادشاهان بمراجع و مآخذ موثوق رجوع كرد ، و در كتاب خويش مطالبى و مباحثى را از ان كتب ضبط و اقتباس نمود . و در هر جاى مأخذ خود را نشان داد [ ( 3 ) ] تا ناظران را بر صحت آن اعتمادى تمام افتد [ ( 4 ) ] چنين به نظر مىآيد ، كه مولانا طبقه‌هاى نخستين كتاب خويش را در حين قيام دهلى در حدود ( 655 ه ) نوشته باشد چه در آخر طبقه چهارم جنگهاى دفاعى المستعصم بالله عباسى را با قشون مغل ذكر مىكند . و اين وقتى است ، كه هنوز بغداد سقوط نكرده ، و آن خليفه زنده است ، و مولانا حسب عادتى كه دارد ، در آخر آن طبقه حيات خليفه و حفظ دار الخلافه را از خدا نياز مىكند ولى شايد جمل اخير همان طبقه را پسانتر در ( 656 ه ) الحاق كرده باشد ، كه سقوط بغداد و شهادت خليفه را وانمود مىكند ، از « بعد ازين . . . . » تا « رضى الله عنهم » زيرا سقوط بغداد و شهادت خليفه در سال ( 656 ه ) است . از روى اين اشارتى كه در گفتار خود مولانا موجوده است ، بايد گفت : كه طبقات ناصرى را در كرت سوم قضاى كل هند در دهلى آغاز كرده و تا ( 658 ه ) باتمام رسانيده است ، كه ختم طبقات آخرين كتاب بقرار ذيل است :
هامش
[ ( 1 ) ] شرح اين كتاب در مآخذ و مراجع مؤلف در همين تعليق خوانده شود ، [ ( 2 ) ] ديباجه كتاب [ ( 3 ) ] مآخذ مؤلف خوانده شود [ ( 4 ) ] آغاز طبقه 9