مورخيكه بعد از مولانا بعد از مولانا به تبع و اقتفاى او قلم برداشت ، ضياء الدين بن مؤيد الملك رجب برنى است ، كه تاريخ فيروزشاهى را در تكميل سلسله حوادث طبقات ناصرى نوشت ، و خواست كه آنچه را مولانا درك نكرده بنويسد [ ( 1 ) ] همچنين عين الدين بيجاپورى ( 706 - 795 ه ) بر طبقات ناصرى ملحقات نوشت كه شرح آن در تعليق 48 داده خواهد شد .
بعد از ان طبقات اكبرى از طرف خواجه نظام الدين احمد هروى ، و طبقات محمود شاهى گجراتى ، و طبقات شاهجهانى بقلم محمد صادق به پيروى نام طبقات ناصرى نگاشته آمد ، و مخصوصا محمد قاسم فرشته در تاريخ معروف خويش از طبقات مقاصد زيادى را اقتباس نمود ، و هم احمد يادگار در مقدمه تاريخ شاهى ( طبع كلكته 1939 ع ) گويد كه وى با مرداؤد شاه كتاب خود را بطور تتمه طبقات منهاج الدين جرجانى ( ؟ ) و تاريخ فيروزشاهى در احوال شاهان افغان نوشته است .
و در كتاب عربى ظفر الواله بمظفر و آله تاليف عبد اللّه محمد بن عمر كه در حدود ( 1014 ه ) در گجرات هند نوشته شده اقتباسات فراوان از طبقات ناصرى موجود است [ ( 2 ) ] علاوه بر ميلى كه مولانا را شرعيات و تاريخ و ادب بود ، از تصوف نيز بهرهء كافى داشت ، غوثى مىنگارد : كه وى از دستهء مشايخ بزرگ بود ، و تعجب مىكند ، كه چرا مولانا در تاريخ خود بشرح حال اولياء نه پرداخت [ ( 3 ) ] مهم ترين سنديكه درين باره داريم ذكر شيخ نظام الدين محمد بدايونى ( متوفى 725 ه ) يكى از معاصرين صوفى مشرب مولانا است ، وى در فوايد الفواد شرحى را در مورد غناء شنوى و وجد و تذاكير مؤثر مولانا نوشت كه عين آن را شيخ عبد الحق محدث دهلوى مىنگارد ، و شعرى از وى نقل مىكند ، و ازين بر مىآيد : كه مجالس تذكير و وعظ مولانا كه در كتاب خويش از ان ذكرها دارد ، مجالس خشك وعظ نبود ، بلكه همواره خاطر شنوندگان را جذب مىكرد ، و شايد كلام و خطابهاش ، هم مانند قلم وى ، براعت و شگفتگى داشت .
هامش
[ ( 1 ) ] تاريخ فيروزشاهى ص 21
[ ( 2 ) ] اين كتاب بسعى دينس راس در سه جلد طبع شده . جلد اول لندن 1910 م - جلد دوم بريل ليدن 1919 م - جلد سوم ليدن 1926 م .
[ ( 3 ) ] گلزار ابراز