شيخ عبد الحق دهلوى ( متوفى 1052 ه ) مىنويسد :
« شيخ قاضى منهاج سراج جرجانى ( جوزجانى ) صاحب طبقات ناصرى بزرگ بود و از افاضل روزگار ، از اهل وجد و سماع بود ، چون قاضى شد ، اين كار استقامت گرفت شيخ نظام الدين مىفرمايد : كه من هر دوشنبه در تذكير او برفتمى ، تا روزى در تذكير او بودم اين رباعى بگفت :
رباعى
لب بر لب لعل دلبران خوش كردن * و آهنگ سر زلف مشوش كردن
امروز خوش است ليك فردا خوش نيست * خود را چو خسى طعمهء آتش كردن
من چون اين بيت شنيدم بىخود گونه گشتم ، ساعتى بايست تا به خود باز آمدم ، رحمه اللّه تعالى . . . . [ ( 1 ) ] » شيخ عبد الحق مولانا را از اهل وجد و سماع شمرده ، و ازين برمىآيد ، كه در سلوك جادهء معرفت به طايفه چشتيهء منسوب بود ، كه مركز مهم اين طايفه هم حضرت دهلى بود .
راورتى مىنويسد : كه پروفيسور سپرنگر (
SPRENGER
) مستشرق معروف كه در كتب شناسى هند و پارسى يدى طولى داشت به من گفت :
كه مولانا صوفى معروفى بود ، و از اهل ذوق و حال [ ( 2 ) ] خلاصه : - مولانا چنانچه بدربار حكومت و درگاه سلطنت راهى داشت ، بر جادهء طريقت ، و عرفان نيز سير ميكرد ، و در بزم ارباب وجد و سماع داخل بود ، و وقتى كه از كثافت مشاغل دربارى و كثرت امور قضائى فراغى مىيافت ، در خانقاه را مىكوفت ، و بدين وسيله ميخواست ، تصفيه و اطمينان خاطر نمايد ، و زنگ سياه مشاغل مادى را از لوح خاطر به صفاى بزم رندان و ارباب ذوق و صلاح بزدايد .
هامش
[ ( 1 ) ] اخبار الاخيار فى اسرار الابرار ، ص 80 - اما در فوايد الفواد مصراع سوم چنين است « امروز خوش است ليك فرداست زيان » در آخر اين تعليقات شرح تمام نوشتهاى فوايد الفواد در تعليقى على حده آمده است ( رك : 71 ) و نيز تعليقهاى بر 81
[ ( 2 ) ] شرح حال مؤلف در آغاز ترجمهء طبقات