تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
آن گذشت ، مولانا چهل برده و صد خروار مال را از حضور سلطانى انعام يافت ، و از ملتان به همشيرهء خويش ارسال داشت . ولى از شرحى كه مولانا مىنويسد ، چنان پديد مىآيد ، كه درين اوقات خويشاوندان ديگر مولانا در مسكن خواهرش نبودند ، و بدين سبب تنهائى وى بر دل مؤلف كاركرد ، و پريشانى خود را از ان رو بحضور شاه و الغ خان معظم عرضه داشت ، و آنقدر نواخته گرديد ، كه بسى از اموال انعام و نوازش سلطانى به همشيرهء خويش ارسال داشت ( اواخر 647 ه ) [ ( 1 ) ] از خويشاوندان نزديك پدرى و مادرى مؤلف همين معلومات داريم ، و زياده از ان چيزى در دست نيست ، اما راجع باعقاب و فرزندان مولانا نيز مىتوان گفت ، كه وى پسران و اولادى داشت ، كه در چند مورد ذكر آن را مىنمايد ، و يكى از فرزندان مولانا غالبا ( عمر ) نام داشت ، چه در ديباچهء كتاب كنيت خويش را ( ابو عمر ) مىنويسد . مولانا علاوه بر عمر فرزندان ديگرى هم داشت ، چنانچه در ضمن احوال خويش به اين مطلب اشارت مىكند مثلا در آنجا كه گويد : « در شهور سنه ( 604 ه ) چون از حضرت دهلى غريمت لكهنوتى مصمم شد ، و اتباع را پيش از خود به طرف بداون فرستاده آمد ، آن ملك نيكوسيرت ( سنجر كربت خان ) اتباع و فرزندان را علوفه فرمود ، و انواع اكرام ارزانى داشت [ ( 2 ) ] . . . . » در جاى ديگر مىنويسد : « هنوز حقوق آن ايادى در ذمهء اين ضعيف و فرزندان و اتباع او باقى باشد . . . . [ ( 3 ) ] » در جاى ديگر يكى از اركان دربار دهلى را بحيث فرزند و نور ديدهء خويش مىخواند ، ولى نمىتوان گفت ، كه اين شخص از اولاد اوست ، بلكه بايد بجاى فرزند و پسرخوانده‌اش باشد ، عبارات مؤلف چنين است . « و امير الحجاب علاء الدين اياز ريحانى ( تبرخان زنجانى ) نائب و كليد رشد ، كه فرزند و نور ديدهء من است ، و به همه اوصاف حميده
هامش
[ ( 1 ) ] طبقه 22 ذكر سنجر كربت خان [ ( 2 ) ] طبقهء 22 - ذكر سنجر كربت خان [ ( 3 ) ] طبقهء 22 - ذكر الغ‌خان
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 260 | عبدالحى حبيبى / منهاج سراج