و معلوم نمىشود ، كه از كجا برداشته است ، و مأخذ صحيحى دارد يا نه ؟
اگر اين تخمين درست باشد ، بايد مولانا بعد از تحرير طبقات ناصرى ( 15 ) سال ديگر زندگانى كرده باشد ، و وفاتش هم بدين حساب در حدود ( 673 ه ) باشد ، ولى اين تخمين نزد نگارنده مشبوه و بى سند است ، و تا سند قوى دران باره نيابم نمىتوانم يقين كنم . دانشمند معاصر ايرانى سعيد نفيسى نيز تولد مولانا را همان ( 589 ه ) و وفاتش را ( 698 ه ) نوشته [ ( 1 ) ] و اين هم چون سندى ندارد ، ابعد به نظر مىآيد ، زيرا درين صورت بايد عمر مولانا را از حد طبيعى زيادت ( 109 ) سال بدانيم .
چون اواخر عمر مولانا در حضرت دهلى گذشته ، بنابران بايد گفت :
كه مدفن وى هم در آنجا باشد ، ولى مرا تاكنون درين باره خبرى در دست نيست ، و با وجودى كه از برخى فضلاى هند پرسش كردم ، سراغى از ان معلوم نه گشت ، يكى از دانشمندان معاصر ايرانى عباس اقبال در تاريخ استيلاى مغل نيز تاريخ وفات مولانا را تشخيص كرده نتوانسته ، و فقط نيمه دوم قرن هفتم نوشته است ، و ازين بر مىآيد ، كه به صورت يقين تاريخ وفات و مدفنش معلوم نيست .
در مقدمهء تاريخ هرات تاليف سيف بن محمد هروى ، ناشر آن كتاب دكتور محمد زبير ، نيز تاريخ وفات مولانا را ( 658 ه - 1259 ع ) نوشته ، و سندى را ذكر نكرده ، و شايد تخمينى باشد از روى سنواتيكه در طبقات مذكور افتاده است .
برادر و خواهر و اولاد مؤلف :
قاضى القضاة و صدر جهان ابو عمر عثمان منهاج سراج جوزجانى اقارب و خويشاوندان زيادى داشته ، كه به برخى از انها در صفحات گذشته اشارت رفت ، اما مولانا برادرى نيز داشت ، كه نام آن بما معلوم نيست ، چه خود مولانا درين باره گويد ، كه در سال ( 617 ه ) در جنگهاى لشكرهاى مغل كه مدت هشت ماه بر قلعهء تولك ميزدند ، و مولاناهم در غزات آن قلعه شمول داشت ، برادرش در شهر و حصار فيروز كوه بود [ ( 2 ) ] علاوه بر ان همشيرهيى داشت ، كه در حدود ( 647 ه ) در خراسان زندگانى مىكرد ، و مكتوبهاى وى درين سال بمؤلف رسيد ، و چنانچه شرح
هامش
[ ( 1 ) ] سالنامه فارس 1317 ش
[ ( 2 ) ] طبقه 23 حديث گذشتن لشكر چنگيزخان بر جيحون