ضبط نمود ، رفتن مولانا درين سفر به طرف سيستان نيز بدون مقصد و غايتى نبود ، و در عين رسالتى كه بدر بار قهستان و حكمدار ملاحده از طرف ملك ركن الدين محمد عثمان مرغنى از خيسار غور داشت ، مامور بود ، كه در فراه بحضور ملك تاج الدين ينالتگين پادشاه سيستان رود ، و استحكام عهد را بنمايد ، مولانا پادشاه سيستان را در داورى ) فراه دريافت و با او عهد مستحكم كرد [ ( 1 ) ] و از ديدار آن پادشاه در مسائل تاريخى نيز استفاده نمود ، و حكايتى را بوقت ملاقات از ان پادشاه شنيد ، كه در طبقه ( 16 ) در ذكر ملك قطب الدين ايبك خوارزم شاهى نقل و ضبط كرد ، پس درين سفر مولانا حامل دو پيغام بود ، يكى بدربار سيستان و ديگر بدربار حكمدار ملاحدهء قهستان ، كه هر دو را بجا كرد ، و واپس بخيسار بازگشت .
3 - در سال ديگر ( 623 ه ) باز مؤلف بحضور ملك ينالتگين موصوف ميرسد ، و از راه فراه بدربار ملاحده رسالت مىيابد كه تفصيل اين رسالت چنين است :
درين سال مؤلف عزم داشت كه بهند رود ، و در خيسار از ملك ركن الدين محمد اجازت طلبيد ، و به جهت تهيهء ما يحتاج سفر و خريدارى ابريشم بفراه رفت ، چون بحوالى آن شهر رسيد ، ملك تاج الدين ينالتگين را با ملاحده به جهت قلعت شهنشاه كه در حوالى نيه است خصومت افتاد ، و از پيش لشكر آنها منهزم شده بود ، چون براى ايفاى وظايف رسالت و معاهده و مذاكرهء مصالحه ، يكى از رجال آن دربار حاضر نشده بود ، مولانا را طلب فرمود ، و تكليف كرد ، تا به قهستان رود ، و پسر ملك ركن الدين خيسار را هم باسم توسط با او فرستاد ، مولانا از راه فراه به شهر نيه رفت و از آنجا به قهستان رسيد ، و باز هم به نيه آمد ، و ميان ملك تاج الدين و شمس الدين محتشم ملاحده صلح پيوست ، و ماموريت خود را انجام داد . بعد از انجام اين ماموريت چون به نزديك تاج الدين ينالتگين آمد ، پادشاه از وى خواست كه باز بدر بار ملاحده بايد رفت ، و جنگ را طلب كرد ، ولى مولانا چون سفر هند پيش روى داشت ، اين سفر را قبول نكرد ، و ملك تاج الدين وى را در قلعهء صفهبد سيستان شهر بند كرد ، دورهء حبس مولانا تا ( 43 ) روز طول كشيد ، و ملك
هامش
[ ( 1 ) ] طبقه 14 - ذكر تاج الدين ينالتگين .