ركن الدين از خيسار مكتوبى ارسال داشت ، و مولانا قصيده گفت و عذر خواست ، تا از ان حبس رهائى يافت [ ( 1 ) ]
سفر هند و قضاى لشكر اچه ، و اهتمام مدرسهء فيروزى :
در حدود ( 623 ه ) مولانا سكونت تولك را پدرود گفته و در خيسار با ملك ركن الدين مرغنى ( كرت ) اقامت داشت بعد از آنكه از سفر فراه و دورهء حبس ( 43 ) روزهء قلعت صفهبد به خيسار برگشت ، به سفر هند اقدام نمود . [ ( 2 ) ] چنين به نظر مىآيد ، كه مولانا از خيسار خراسان به غزنه آمد و از آنجا در اوايل سنه ( 624 ه ) به راه معروفى كه از غزنه به سوى درهء گومل و واديهاى درياى سند مىگذرد ، به بنيان ( بنون موجوده ) گذشت و در كشتى نشست ، و از راه درياى سند روز سه شنبه ( 26 ) ماه جمادى الاولى به ( اچه ) رسيد ، [ ( 3 ) ] و تا ماه رجب در بحبوحهء جنگهائى كه بين ناصر الدين قباچه ، و شمس الدين التتمش در گرفته بود ، در ملتان و اچه ماند [ ( 4 ) ] و در ماه ذى حجه همين سال ( 624 ه ) در عهد سلطان ناصر الدين قباچه مدرسهء فيروزى اچه ، حوالت وى شد ، و قضاى لشكر علاء الدين بهرام شاه بن ناصر الدين قباچه نيز به او مفوض گشت ، [ ( 5 ) ] ولى اين ماموريت مؤلف دوامى نكرد ، و در سال ديگر ( 625 ه ) روز سه شنبه ( 27 ) جمادى الاخرى بود ، كه سلطان شمس الدين التتمش اچه را فتح نمود ، و قباچه از بين رفت ، مولانا دورهء ماموريت و خدمت گذارىهاى خود را هم ازين وقت ميشمرد [ ( 6 ) ] چنين پديد مىآيد ، كه مولانا در ابتداى محاصرهء اچه ، روز چهارشنبه غره ماهء ربيع الاول ( 625 ه ) در پاى محروسهء اچه بدرگاه سلطان التتمش پيوست ، و پيش از ان به پانزده روز ملك تاج الدين كزلك خان سنجر را ملاقات كرده بود ، مولانا گويد ، كه روز چهارشنبه شانزدهم صفر ( 625 ه ) به لشكرگاه منصور رسيدم ، و آن ملك ملك سيرت مرا تعظيم فرمود ، و از مسند خود برخاست ، و شرط استقبال بجاى آورد و پيش باز آمد ، و مرا بجاى خود بنشانيد ، و سيب لعل بدست داعى داد ، و بر لفظ او رفت ، كه مولانا اين را بستان ، كه شگون باشد [ ( 7 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] طبقه 23 - حديث بر افتادن ملاحده
[ ( 2 ) ] طبقه 14 - ذكر تاج الدين ينالتگين
[ ( 3 ) ] طبقه 20 - ذكر ناصر الدين
[ ( 4 ) ] طبقه 21 ذكر التتمش
[ ( 5 ) ] طبقه 20 - ذكر ناصر الدين
[ ( 6 ) ] آغاز طبقه 22
[ ( 7 ) ] طبقه 22 - ذكر تاج الدين سنجر