تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
نخستين سياسى خود را برسالت دربار سيستان انجام داده است ، صورت استقبال و تشرف وى در بارگاه پادشاه سيستان از قول خود مؤلف بهتر واضح است آنجا كه گويد : « و اين داعى در شهور ثلاث و عشر و ستمائة از شهر بست عزيمت سيستان كرد چون بدان حضرت رسيد موضعى است آن را گنبد بلوچ گويند از طرف شرق رسولداران استقبال نمودند ، و اين داعى را به شهر آوردند و بموضعى كه آن را مدرسه سر حوض گويند به طرف جنوب شهر كه آن را در طعام و بازار فرود گويند منزل فرمود ، و در بارگاه آن پادشاه كريم ( بهرام شاه حرب ) مشرف شد ، هركرت تشريف فرستاد ، و تا آنجا بود ، هر ماه علوفهء بسيار از زر و غله فرستاد ، و اعزاز بسيار و اكرام بىشمار فرمود بعد از هفت ماه به طرف خراسان مراجعت افتاد . . . » [ ( 1 ) ] به اين طور ماموريت اولين سياسى مولف بعد از سفر ( 7 ) ماهه سيستان انجام يافت و پس بخراسان بازگشت و بعد ازين دورهء حيات سياسى و رسالت‌هاى وى بدربار ملوك و امراء آغاز ميگردد و يكى از مشاهدات وى درين سفر بدربار سيستان اينست : كه ملك ركن الدين پسر مهتر يمين الدين بهرام شاه را در سن خوردى بدان حضرت ديده بود [ ( 2 ) ] مولانا ازين رسالت بخراسان رفت و بعد از ان او را بسال ( 617 ه ) در قلعه تولك نزد اقارب مادرى وى مييابيم و روايتى ازين اوقات در كتاب او ثبت است [ ( 3 ) ] در دوران سال ( 617 ه ) حملات قشون چنگيزيان بر تولك دوام داشت و طورى كه مؤلف گويد مدت هشت ماه لشكر مغل اطراف را ميزدند ، و درين تاريخ وى در حصار تولك بود و در ميان غازيان با كفار جهاد كردى چنانچه كفار را امكان نزديك شدن قلعه و حصار نبودى [ ( 4 ) ] يك سال بعد در دوران ( 618 ه ) كه مولف ما بسن ( 29 ) سالگى ميرسد ، بسوى ولايات شرقى غور گزيو و تمران ميرود و در آنجا يكى از بنات اقارب را در حباله خويش مىآورد ، و متاهل مىگردد ، درين وقت مولانا طبع شعر دارد و اشعار نغز مىسرايد و چنانچه خودش گويد ، به گزيو و تمران به مقصد عقد نكاح رفته بود و درين وقت حكمران آن ولايت ملك ناصر الدين ابو بكر پسر ملك سيف الدين سورى وى را نوازش كرد ، وى گويد :
هامش
[ ( 1 ) ] طبقه 14 ذكر بهرام شاه [ ( 2 ) ] طبقه 14 ذكر ركن الدين محمود [ ( 3 ) ] طبقه 23 ذكر چنگيزخان [ ( 4 ) ] طبقه 23 اواخر حديث گذشتن لشكر چنگيز بر جيحون