و احتساب و كل امور شرعى آنجا مقرر گشت ، و تشريفات فاخر و انعامات وافر ارزانى داشت ، مولانا به اين ماموريت شرعى خويش در كاليور مدت ( 6 ) سال ماند ، چون سلطان التتمش در گذشت ، و فتورى در امور مملكت افتاد ، مولانا در عهد پسر سلطان كه ركن الدين فيروز شاه باشد ، در مقر ماموريت خود بود ، چون امر سلطنت به ملكهء بزرگ رضيه بنت التتمش رسيد ، به قلعت كاليور لشكرى نامزد كرد ، و انعامات وافره به مولف فرستاد ، بنابران در غرهء شعبان سال ( 635 ه ) در موافقت مجد الامراء ضياء الدين جنيدى كه امير داد كاليور بود از ان حصار بيرون آمد ، و به حضرت دهلى پيوست [ ( 1 ) ] درين سفر يكى از اعيان بزرگ دربار دهلى ، ملك تاج الدين سنجر قتلق نيز با مولانا همراه بود ، و در راه چندان لطف فرمود كه در وصف نيايد و دو صندوق كتب خاص وى را بر شتر خاص خود نقل كرد و با مهاون برسانيد [ ( 2 ) ] همچنان وقتى كه مولانا در حصار كاليور بسر مىبرد ، در سال ( 631 ه ) جماعت رسولان از دربار بركاخان مغل به حضرت دهلى آمدند ، سلطان شمس الدين رسولان به محروسهء كاليور فرستاد ، و آن رسولان چون مسلمان بودند ، هر جمعه در مسجد جامع كاليور حاضر شدندى و در عقب نواب كاتب طبقات نماز گزاردندى ، مولانا دورهء اين ماموريت را كه در كاليور داشت شش سال ميداند ، و گويد : بعد از مرور اين مدت در عهد سلطان رضيه به حضرت دهلى آمدهام [ ( 3 ) ]
ادارهء مدرسهء ناصريه :
درين وقت مولانا از حضور سلطان رضيه در شعبان همان سال دو منصب ذيل يافت : در حضرت دهلى مدرسهء ناصريه به وى تفويض افتاد تا در آنجا به امور تدريس و ادارهء آن مركز علمى بپردازد ، گويا مدير و شيخ آن جامعه مقرر گرديد ، و با وجود اين وظيفهء علمى مهم قضاى كاليور نيز به دو مفوض گشت ، چون دور سلطنت رضيه بسبب مكاوحت امراء و بزرگان دربار فروغى نيافت ، و به زودى آن سلطان را از تخت حضرت دهلى فرود آوردند ، و بجايش معز الدين بهرام شاه را در ( 27 ) رمضان
هامش
[ ( 1 ) ] طبقه 21 - ذكر رضيه
[ ( 2 ) ] طبقه 22 - ذكر قتلق
[ ( 3 ) ] 23 - ذكر برگا