تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
« و اين كاتب در شهور ( 618 ه ) خدمت او ( ملك ناصر الدين ) را بولايت گزيو و تمران دريافت و از وى آثار مروت مشاهده كرد ، و در ان عهد اين داعى يكى از بنات اكابر اقرباى خود در حباله خود مىآورد ، و آن اول حال جوانى بود ، القصه از خدمت ملك ناصر الدين ابو بكر داعى اسپى التماس كرد ، و حال تزويج يكى از اقرباى خويش بنظم بر راى او عرضه داشت در جواب آن قصه و نظم رباعى بگفت و بقلم خود ثبت كرد ، و بر پشت قصه بدست داعى داد . . . » [ ( 1 ) ] چون مسكن مولانا در فيروزكوه بود ، بنابران اين سفر وى را قرار اسناد موجوده دومين سفرش گفته مىتوانيم كه به يكى از ولايات شرقى غور براى مسئله عروسى اتفاق افتاده است . طورى كه خود مولانا گويد هم درين سال ( 618 ه ) از تمران پس به طرف غور باز آمده شد و در قلعه سنگه ملك حسام الدين حسن عبد الملك را ديده آمد ، و هم درين وقت مولانا حكايتى را از ملك تاج الدين شنيد ، كه آن را در كتاب خود نقل فرمود [ ( 2 ) ] چنين به نظر مىآيد ، كه درين اوقات مولانا ، تولك را مسكن و مقر خود قرار داده باشد ، زيرا بعد از سفر تمران غالبا با عروس نو خود ، از راه سنگه ميگذرد ، و بعد از سه سال در سنه 620 ه باز وى را در تولك مىيابيم درين عهد فتور و دوران يغماى لشكر مغل از سال ( 617 تا 620 ه ) جز اينكه مولانا سفرى به تمران و گزيو كرد ، در اوقات ديگر مدت چهار سال در غزوات با اهل تولك موافقت مىنمود ، كه همه اقرباء و اخوان وى بودند ، و بعاقبت از دست كفار بسلامت ماند [ ( 3 ) ]

سفرهاى سياسى و رسالت وى بفراه و سيتان و قهستان :

چنانچه پيشتر مذكور افتاد ، مولانا منصب سياسى پدرى را كه رسالت دربار غور و ملوك اين ديار باشد ، كرت اول در سن ( 24 ) سالگى بسال ( 613 ه ) نايل گشت ، و بعد از مدت هفت سال باز او را اتفاق سفرهاى متعدد بسوى سيستان و قهستان افتاد ، و برسالت به آن ديار برفت ، چون وى
هامش
[ ( 1 ) ] طبقه 17 ذكر شهاب الدين محمد نمبر 12 [ ( 2 ) ] طبقه 23 - حديث مراجعت چنگيزخان بتركستان [ ( 3 ) ] طبقه 23 حديث واقعات غور و غرستان