تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
شخص با تجربه و سياست مدار و داراى وجاهتى بود ، و هم بمزاج ملوك و امراى آن عصر آشنا بود ، حكمداران غور و خراسان مكررا وى را بانجام ماموريت‌هاى سياسى و رسالت تكليف نمودند ، و اين سفرها بشرح ذيل اتفاق افتاد : 1 - كرت اول رسالت مولانا از راه اسفزار و قاين به قهستان اتفاق افتاد ، اين سفر مولانا براى برخى از مذاكرات تجارتى و اقتصادى بود چون در دوران فتور چپاول لشكر مغل ، ديار غور و خراسان خسارتهاى اقتصادى و مالى ديد و بعد از رفتن آن لشكر خرابكار ، مملكت از پوشاكه و ما يحتاج زندگانى تهى گشت ، مولانا براى گشادن راه قوافل تجارتى با قاصى بلاد خراسان سفر كرد . وى از قلعهء تولك باشارت ملك تاج الدين حسن خرپوست باسفزار رفت و از آنجا به قائن گذشت ، و از آنجا به قلعهء سر تخت و جواشير كرمان سفر كرد ، و ديار ملاحده را ملاحظه فرمود ، و در آنجا بحضور فرمانده قهستان كه محتشم شهاب منصور ابو الفتح بود رفت ، و در كتاب خود احوال علم‌پرورى و دانش دوستى وى را نوشت ، و اين سفر در سال ( 621 ه ) اتفاق افتاد در حين مراجعت از راه شهر تون به قاين و اسفزار و تولك باز آمد [ ( 1 ) ] مولانا ازين سفر قهستان و تشرف بحضور محتشم شهاب ، داستانى دارد ، كه آن را به تفصيل در كتاب خود مىنويسد ، و خوانندگان محترم در طبقه ( 23 ) زير عنوان ( حديث حادثه‌ايكه شمس محتشم را افتاد ) مىخوانند . 2 - بعد از چند گاه در سال ( 622 ه ) مولانا در قلعهء خيسار غور به خدمت ملك ركن الدين محمد عثمان مرغنى رسيد ، و باشارت اين ملك سعيد ، كرت دوم به قهستان بوجه رسالت رفت ، تا راه كاروانها بكشايند ، درين سفر از خايسار بفراه رفته شد ، و از آنجا به قلعهء كاه سيستان ، و از آنجا بحصار كره و از آنجا به طبس و از آنجا به مؤمن آباد و قاين گذر افتاد ، و باز هم محتشم شهاب سابق الذكر فرمانده ملاحده را ديده آمد ، درين سفر با حكمداران قهستان در حفظ امنيت بلاد ، و مبادلهء كاروانهاى اموال التجارة مذاكره گرديد و روايتى را از قاضى وحيد الدين فوشنجى سماع كرد ، كه آن را در طبقه ( 23 ) در ذيل حوادث گشاده شدن شهرهاى خراسان در كتاب خويش
هامش
[ ( 1 ) ] طبقه 23 - حديث برافتادن ملاحده