به اين طور اين نخستين ديدار مولانا بود ، با يكى از اركان سلطنت دهلى ، كه وى را در تاريخ سابق الذكر دست داد .
رسيدن مؤلف بحضور التتمش و رفتن بدهلى و مناصب آنجا :
در حين سقوط حصار اچه ، روز اوليكه سلطان شمس الدين التتمش در پاى آن حصار لشكرگاه نصب كرد ، مؤلف بحضور اين پادشاه رسيد و منظور نظر پادشاهى شد ، چون ناصر الدين قباچه از حصار بهكر خود را در آب غرق كرد ، و تمام ديار سند تا آب محيط التتمش را مسلم آمد ، سلطان از پاى قلعه اچه انصراف فرمود ، و مولف نيز در موافقت حشم آن پادشاه در ماه رمضان ( 625 ه ) به حضرت دهلى رفت ، و در جشن اين فيروزى ، و رسيدن تشريف و عهد و لوائى كه از بغداد خليفه المستنصر بالله ، براى سلطان التتمش فرستاده بود ، حضور داشت [ ( 1 ) ] مولانا تا سال ( 629 ه ) در حضرت دهلى ماند ، و در شعبان همين سال در پاى حصار كاليور ( گواليار ) باز بحضور التتمش رسيد ، و از حضرت پادشاه مامور گشت ، تا بر در سراى اعلى تذكيرى بفرمايد ، و در هر هفته سه نوبت تذكير معين شود ، و چون ماه رمضان درآمد ، هر روز تذكير معين شد ، و تمام عشر ذى الحجه و تمام عشر محرم گفته آمد و در ديگر ماهها همان سه نوبت نگاه داشته آمد .
به اين طور مولانا به عهدهء مذكرى درگاه شاهى سر فراز گشت و مدت يازده ماه در پاى آن حصار نود و پنج مجلس بر در سراپردهء اعلى عقد كرد ، و مولانا روز عيد اضحى در برابر قلعهء كاليور بامر شاهى خطبهء عيد فرمود ، و امامت كرد ، و به تشريف گرانمايه مشرف گشت [ ( 2 ) ] و در وقت تشريفات اشغال شرعى مهتر مبارك هندوخان كه يكى از امراى بزرگ دربار دهلى بود ، خود بخزانهء عاليه حاضر شد ، و چندان لطف و دلدارى فرمود ، كه مولانا در كتاب خويش ذكرى از ان مىنمايد [ ( 3 ) ]
قضا و ادارهء كل امور شرعى كاليور :
روز سه شنبه ( 26 ) ماه صفر ( 630 ه ) چون حصار كاليور فتح گشت ، مولانا از حضور سلطان شمس الدين التتمش به قضا و خطابت و امامت
هامش
[ ( 1 ) ] طبقهء 4 - ذكر المستنصر ،
[ ( 2 ) ] طبقه 21 - ذكر التتمش
[ ( 3 ) ] طبقه 22 ذكر هندوخان