خود را در آنجا خواند ، و دانش اندوخت و در سن هفت سالگى به جهت حفظ كلام الله به خدمت معلم امام على غزنوى ميرفت ، درين وقت تحصيلات و دانش آموزى مولانا آنقدر ثقه و پخته بود ، كه در كتاب خود روايتى را دربارهء خروج كفار مغل ازين معلم نقل كند ، و سماع سن هفت سالگى را باستناد گفتار آن دانشمند مىنويسد [ ( 1 ) ] و چون در سن ( 7 ) سالگى بحفظ كلام الهى مشغول بوده ، بايد به اين كار موفق هم شده باشد ، پس حفظ قرآن پاك نيز در مآثر علمى وى داخل است .
بعد ازين تا سن ( 18 ) سالگى ايام طفولت مولانا در فيروزكوه ميگذرد و بسال ( 607 ه ) هم در آنجا بود ، چنانچه خودش گويد :
« كاتب اين حروف در سن هژده سالگى بودم ، در شهور سنه سبع و ستمائة ، بر در سراى سلطانى در حضرت فيروز كوه ، چنانچه كار جوانان باشد بنظاره استاده بودم » [ ( 2 ) ]
دورهء جوانى و ماموريتهاى اولين و تاهل مولانا :
از خلال اشارت مؤلف بر مىآيد ، كه تا سن ( 22 ) سالگى بسال ( 611 ه ) نيز در حضرت فيروز كوه مقام داشت و در همين سال از امير على چاوش روايتى سماع كرده بود كه آن را در تاريخ خود نوشته است [ ( 3 ) ] بعد ازين دورهء ريعان شباب مؤلف آغاز مىگردد ، و پديد مىآيد ، كه دورهء تحصيلات خود را ختم كرده ، و از حضرت فيروز كوه روى بديار ديگر نهاده است ، سفر نخستين مؤلف همان سفريست كه در سال ( 613 ه ) از ان ديار به طرف بست مىكند ، و از آنجا برسالت سيستان ميرود ، و اين زمانى است كه ملك تاج الدين حرب سه سال پيش وفات يافته ، و اكنون پسرش ملك يمين الدين بهرام شاه در حضرت سيستان بر تخت فرماندهى قرار دارد و مولانا برخى از مشاهدات خود را در جنوب شهر سيستان بيان مىكند [ ( 4 ) ] و نيز هم درين سفر با امام رشيد الدين عبد المجيد در حضرت سيستان ملاقات كرد ، و ازين استاد علما روايتى را سماع نمود ، و آن را نيز در تاريخ خود نوشت [ ( 5 ) ] از گفتار مولانا بر مىآيد كه ازين وقت دورهء رشد سياسى خود را آغاز كرده ، و باصطلاح بجاى پدر نشسته است ، و به عمر ( 24 ) سالگى ماموريت
هامش
[ ( 1 ) ] طبقه 23 حديث فوت اوكتاى
[ ( 2 ) ] طبقه 17 ذكر علاء الدين محمد
[ ( 3 ) ] طبقه 12 ذكر سلطان سنجر
[ ( 4 ) ] طبقه 8 ذكر يعقوب ليث
[ ( 5 ) ] طبقه 12 ذكر الب ارسلان .