تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
آب شد ، و سلاح [ ( 1 ) ] شان تباه گشت ، و عاجز شدند ، بامداد ( ان ) لشكر كفار معاودت كردند و مصاف شد مسلمانان از غايت اضطرار و زحمت [ شبانه ] منهزم شدند ، ملوك شكسته از دجله عبره كردند ، و به بغداد لشكرگاه كردند ، بموضعى كه جامع و قصر سنجريست ، چون لشكر ملاعين بدانجا رسيد ، سليمان شاه و ملك عز الدين و مجاهد الدين دواتى به خدمت خليفه آمدند ، كه خصم بدر شهر رسيد ، و ما را در بغداد [ ( 2 ) ] سوار اندك است ، و عدد كفار دويست هزار زيادت است ، صواب آن باشد كه أمير المؤمنين در كشتى نشيند ، و خزاين و حرمها را در كشتى نشاند ، و ما همه در خدمت أمير المؤمنين ( در كشتى ) با شيم ، و در دجله برانيم تا حد بصره ، در ان جزاير مقام كنيم ، تا نصرت حق تعالى درآيد [ ( 3 ) ] و كفار را مقهور گرداند . خليفه با وزير اين معنى باز گفت ، وزير ملعون أمير المؤمنين را گفت كه من با ايشان طريق صلح كرده‌ام و بدين حاجت نيست و ايشان به خدمت أمير المؤمنين مىآيند و اگر بر قول من اعتماد نيفتد امير ابو بكر را بيرون بايد فرستاد [ ( 4 ) ] تا مزاج هلاو ( مغل ) معلوم كند ، أمير المؤمنين را اين راى صواب افتاد ، پسر خود ( امير ) ابو بكر را بيرون فرستاد ، و وزير را معلوم شد [ ( 5 ) ] در سر معتمدى را به نزديك [ ( 6 ) ] هلاو فرستاد ، كه امير ابو بكر را خدمت بسيار كن و اعزاز ( و اكرام ) دار ، و استقبال كن ، كه خليفه اعتماد كند و غرض تو ( به ) حاصل شود . چون امير ابو بكر بيرون آمد ، به لشكرگاه هلاؤ رسيد ، جمله خلايق [ ( 7 ) ] از كافر و مسلمان استقبال كردند و شرط خدمت بجا آوردند چون ببارگاه هلاؤ رسيد ، هلاؤ به قدر چهل گام استقبال كرد و شرط خدمت باقامت رسانيد و او را بر جاى خود بنشاند [ ( 8 ) ] و بزانوى حرمت به خدمت ( امير ) ابو بكر بنشست و گفت : من [ به ] خدمت ( نمودن ) آمده‌ام [ و ] بندگى خواهم كرد ( و ) بركا كه عم من است و بر دست شيخ سيف الدين باخرزى ( ساخورى ) مسلمان شده است ، من همان جا مسلمان خواهم شد [ ( 9 ) ] اما پرسيدم كه
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب : صلاح شان [ ( 2 ) ] اصل : و ما را با عدلو سوار [ ( 3 ) ] مط و مب : در رسد [ ( 4 ) ] مط و مب : را با ايشان بايد فرستاد [ ( 5 ) ] مط و مب : و وزير ملعون در سر [ ( 6 ) ] مط و مب : را بر هلاؤ [ ( 7 ) ] مط و مب : جمله لشكر او از [ ( 8 ) ] مط و مب : رسانيد و ببرد بر جاى [ ( 9 ) ] مط و مب : من نيز مسلمان خواهم شد ، امراى خود را پرسيدم
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 195 | عبدالحى حبيبى / منهاج سراج