تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
[ ( 1 ) ] طايفه كه بديگر بلا داند خروج كنند و او را خلاص دهند ( و ) ترا كه هلاويى ، زنده نگذارند . هلاؤى ملعون ترسيد [ ( 2 ) ] كه اگر خليفه زنده بماند ، خروج مسلمانان شود [ ( 3 ) ] و اگر به تيغ كشته شود چون خون او به زمين [ ( 4 ) ] برسد زلزله در زمين افتد و خلق هلاك شوند . قصد كشتن أمير المؤمنين بنوعى ديگر كرد ، بگفت : تا او را در ( محافظت ) جامه خانه پيچيدند و لگد بر تن مبارك او زدند تا هلاك شد ، رضى اللّه عنه و ارضاه . و أمير المؤمنين ابو بكر پسرش را ، و امير علم [ ( 5 ) ] سليمانشاه را شهيد كردند تا جمله [ امراء ] ملوك حضرت خلافت . مگر پسر ( خرد ) أمير المؤمنين را . و جمله خزاين بغداد كه حصر و عدد [ ( 6 ) ] آن اموال در حوصلهء تحرير قلم و دايرهء تقرير بنى آدم نگنجد برگرفت از [ ( 7 ) ] نقود و جواهر و ظرايف و مرصعينه [ ( 8 ) ] [ و ] جمله را به لشكرگاه خود برد ، آنچه ( از نقود ) لايق منكوخان بود با بعضى از جوارى و حرم خليفه و يك دختر خليفه به طرف تركستان روان كرد و بعضى بوجه تحفه و قسمت به نزديك بركاء مسلمان فرستاد و بعضى نگاه داشت . [ و ] ثقات چنين روايت كردند : كه آنچه به بركا فرستاد قبول نكرد و فرستادگان هلاو را بكشت ، و خصومت بر كاو هلاو ( بدين سبب ) قايم شد ، و آنچه به نزديك منكوخان فرستاد ، چون آن اموال و درمها ، به شهر سمرقند رسيد ، دختر خليفه رضى اللّه عنها از فرماندهى كه بر سر ايشان موكل بود اجازت طلبيد ، كه يكى از اجداد مرا روضه در سمرقند است يعنى قثم بن عباس رضى اللّه عنه تا او را زيارت كرده آيد اين موكل فرمانده او را اجازت داد ، آن معصومه رضى اللّه عنها بسر روضه قثم بن عباس رفت و شرايط زيارت بجا آورد و دو ركعت نماز بگزارد ، و روى بر [ ( 9 ) ] زمين نهاد و دعا كرد : كه خداوندا ! اگر اين قثم بن عباس [ را ] كه جد من است در حضرت تو آبرويى هست [ ( 10 ) ] جان اين بنده را به حضرت خود برى ، و از دست اين نامحرمان مرا خلاصى
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب : و اين [ ( 2 ) ] مط و مب : هلاو از ان ترسيد [ ( 3 ) ] مط و مب : مسلمانان را باشد . [ ( 4 ) ] مط و مب : بر زمين [ ( 5 ) ] مط و مب : امير اعظم [ ( 6 ) ] مط و مب : عد [ ( 7 ) ] اصل : آن [ ( 8 ) ] مط و مب : مرصيه [ ( 9 ) ] اصل : به زمين [ ( 10 ) ] مط و مب : آبرويى دارد .