تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
روز ديگر مغلان باز جسر راست كردند و مسلمانان را شهيد كردند ، امير المؤمنين ابو بكر پسر أمير المؤمنين و امير علم دار الخلافه ، سليمان شاه ايوائى [ ( 1 ) ] تركمان كه مدت سى سال با كفار مغل تيغ زده بودند ، و غزوهاء بسنت كرده ، هر دو بموافقت يك ديگر چند كرت بر كفار زدند ، و لشكر كفار را منهزم گردانيده و كرت نخست [ ( 2 ) ] [ تخت ] كفار مغل را از حدود بغداد تا باصفهان تعاقب نمودند ، و بسيار از لشكر كفار بدوزخ رفت [ ( 3 ) ] و اين امير علم دار الخلافه سليمانشاه ايوائى [ ( 1 ) ] ملكى بود ، از قبايل انبوه و آن جماعت تركمان باشند ، در غايت جلادت و مبارزت ، و ميسرهء أمير المؤمنين ايشان را بود ، در مدت سى سال از عهد رفتن جرماغون بعراق تا بدين عهد ، آن كارزار كرد ، كه رستم دستان در ايام جاهليت و على مرتضى در عهد اسلام كردند [ ( 4 ) ] رضى اللّه عنه .
هامش
[ ( ) ] ( بقيهء حاشيهء صفحهء 191 ) و بنات ايشان را برهنه بر كفل اسپان سوار كرده ، از ميان بازار گذرانيده بودند ، وزير ازين صورت متوحش و آزرده خواطر شده بود ، و الحق جاى آن داشت كه اهل سنت و جماعت نيز از ان حركت ناملايم ، پسر خليفه را نفرين كنند ، بدين لحاظ وزير از سر جفا در پردهء خفا رسولى نزد هلاكوخان فرستاد ، بعد از اظهار عبوديت و تقبيح صورت دار خلافت چنان قرا نمود كه اگر هلاكوخان بصوب اين ديار عنان عزيمت سبك گرداند ، پيش از آنكه به تسويهء صفوف احتياج افتد ، تا باستعمال آلات حرب چه رسد ، مملكت بغداد را تسليم كند و اين معنى را بدلايل و شواهد معقوده استحكام داد ، هلاكو با دلى ثابت و ضميرى منشرح فرمان داد ، تا لشكر اسباب يورش بغداد را آماده سازد ، و سونجاق يونان را كه امير لشكر بود ، در مقدمه روان كرده كه از دجله بگذرد ، و جانب غربى بغداد را مخيم اقامت سازد ابن علقمى چون دانست ، كه سهم مكيدت او بهدف مقصود پيوست ، در سدهء خلافت عرضه داشت : كه امروز به حمد اللّه مجموع سلاطين داغ اخلاص بر جبين صدق دارند : اكنون هر سال چندين تومان مال را از خزينه بعساكر منصوره دادن از مقتضى راى رزين و فكر دوربين بعيد مىنمايد اگر امير المؤمنين رخصت فرمايد لشكر را به اطراف و جوانب فرستاده ، باشغال مناسب موسوم گردانيده شود تا خزانه را توفير باشد خليفه اين تدبير ناصواب را براى وزير منوط و مربوط ساخت و خود باستماع الحان خوش و مشاهدهء غلمان حوراوش اشتغال نمود ، و ابن علقمى در اندك زمانى اكثر اعيان سپاه را بهانه‌هاى متنوع متفرق و پراكنده ساخت . بعد از آنكه بغداد . . . . [ ( 1 ) ] مط و مب : ايوانى اصل ايوبى ، چنانچه گذشت ايوائى صحيح است ، [ ( 2 ) ] مط و مب : نخستين [ ( 3 ) ] مط و مب : فرستاد ، [ ( 4 ) ] در نسخهء اصل به سبب نم رسيدگى چند سطر سابق پريده و خوانا نيست از مط و مب تكميل شد
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 192 | عبدالحى حبيبى / منهاج سراج