تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
افتاد ، به خايسار [ ( 1 ) ] غور ، و باشارت [ ( 2 ) ] اين ملك سعيد كرت دوم به قهستان بوجه رسالت اتفاق افتاد ، تا راه كاروانها بكشايند ( و ) از خايسار [ ( 1 ) ] به طرف فراه رفته شد ، و از آنجا به قلعهء كاه [ ( 3 ) ] سيستان ، و از آنجا ( بحصار كره ، و از آنجا به طبس و از آنجا به قلعه مؤمن آباد و از آنجا ) به قاين ، محتشم شمس ( الدين ) را آنجا ديده [ بود ] شد ، و او مردى لشكرى پيشه بود و از آنجا به طرف خايسار [ ( 1 ) ] مراجعت افتاد . چون شهور سنه ثلث و عشرين [ ( 4 ) ] و ستمائة درآمد ، اين كاتب را كه منهاج سراج است ، عزيمت سفر هندوستان مصمم گشت ، به جهت ما يحتاج سفر هندوستان باجازت ملك ركن الدين محمد خيسار طاب ثراه به طرف فراه رفته شد تا قدرى ابريشم خريده شود ، چون بحوالى فراه رسيده آمد ، ملك تاج الدين ينالتگين خوارزمى كه در طبقه ملوك نيمروز ذكر او بتقرير پيوسته است ، به مملكت سيستان نشسته بود و او را با ملاحده به جهت قلعهء شهنشاه [ ( 5 ) ] كه در حوالى شهر نيه [ ( 6 ) ] است ، خصومت افتاد ( ه ) [ است ] و از پيش لشكر ملاحده منهزم شد [ ه ] به طرف فراه آمد و خوف بر وى مستولى گشته [ ( 7 ) ] و آن جماعت معارف كه با او بودند از هر كه توقع مىكرد كه به طرف قهستان رود ، و ميان او و فرمانده قهستان محتشم شمس ( الدين ) مصالحه و معاهده كند ، هيچ يك از معارف ( درگاه ) او نمىيارست كه آن سفر اختيار كند ، تا او را از رسيدن اين داعى كه منهاج سراج است بحوالى فراه خبر دادند جنيبت [ ( 8 ) ] و مستدعيان و معارف باستقبال فرستاد . و داعى را طلب فرمود ، چون به خدمت او رسيده شد ، التماس نمود كه به جهت صلح لطف بايد كرد و به طرف قهستان برفت و پسر ملك ركن الدين خيسار [ ( 9 ) ] هم درين مهم با تو موافقت خواهد كرد ، ترا اسم رسالت و او را اسم توسط ( باشد ) .
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب و اصل : خانسار ، ولى مطابق به ضبط راورتى خانسار صحيح است ، كه همان خيسار معروف بين غور و هراتست [ ( 2 ) ] اين كلمه در اصل خوانده نمىشود ، از مط و مب گرفته شد ، [ ( 3 ) ] اصل و راورتى : قلعهء كاه مط و مب : قلعگاه ، ولى صورت اصل صحيح است چه قلعه گاه از قلاع معروف سيستان بود ، و در تاريخ سيستان مكررا مذكور افتاده [ ( 4 ) ] در اصل : يريده و خوانده نمىشود [ ( 5 ) ] مط و مب و راورتى : شهنشاهى [ ( 6 ) ] مط و مب : بنه كه در حاشيه سينه ، پنسه هم آمده ولى نيه يا نه شهر مشهورى بود كه پيشتر هم مذكور افتاد . [ ( 7 ) ] مط و مب : گشت [ ( 8 ) ] اسپ كوتل كه پيش سوارى سلاطين و امراء برند ( غياث ) [ ( 9 ) ] مط و مب : خنسار ؟